« و « 1 » از رسوم » يعنى رسوم شريعت از احكام علم و عمل ؛ « به سوى اصول » يعنى تعرّفات الهيه كه مأخوذ است رسوم از آنها ، و موضوع است از جهت آنها ؛ و از اين جهت بود كه تفسير كرد ابن عبّاس رضى اللّه عنه
إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
را در قول خداى تعالى كه :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 2 » به قول خودش كه « إلّا ليعرفون » ؛ و او افضل مفسّرين و مترجمان قرآن است . و آمده است در حديث « 3 » كه : « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن اعرف ، فخلقت الخلق و تحبّبت إليهم بالنعم حتّى عرفوني » « 4 » .
و قبول نمىشود از ايشان عملى مگر چيزى كه اثبات كرده است او را تعرّفات الهيه به تجلّيات . پس حكم مىكند بر ايشان تجلّيات به اعمال « 5 » قلبيه و سرّيه ؛ و اين است نصيب ايشان از سنّت ؛ و حكم نمىكند بر ايشان به ترك سنّت ، و ليكن به نقل از سنّتى به سنّت اعلا و از عزيمتى « 6 » به عزيمتى اقوى ؛ و اين است عمل اهل عرفان از ارباب احوال متوسّطين .
و « از حظوظ » يعنى اغراض نفس در حقّ ارباب اعمال ، و شطحات توحيد در حقّ ارباب احوال - و او معارفى است كه مشوب است به چيزى از رعونات نفس - به سوى تجريد از آن ، و خلاص شدن از آفات آن ؛ به درستى كه آن علل و لغزشها « 7 » است .
و
فرار خاصّة الخاصّة ممّا دون الحقّ إلى الحقّ ،
ثمّ من شهود الفرار إلى الحقّ ، ثمّ الفرار من الفرار إلى الحقّ .
اوّل ظاهر است ، ليكن در او شهود مايى هست از براى خلق . به درستى كه او مشاهده مىكند آنكه او فرار نموده است از خلق به سوى حقّ ، و شاهد خلقى است كه « 8 » مشاهده مىكند خلقى را كه فرار مىكند از او ؛ پس فرار مىكند از اين شهود ؛
هامش
( 1 ) . اصل : - و .
( 2 ) . ذاريات / 56 .
( 3 ) . ك : + ربّانى .
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 199 و 344 .
( 5 ) . اصل : با عمل .
( 6 ) . اصل : - عزيمتى .
( 7 ) . اصل : لغزش .
( 8 ) . اصل : - شاهد خلقى است كه .