تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
عقل كلّ : همان عقل فعّال يا عقل اوّل است ؛ نخستين موجودى است كه از حق تعالى صادر شده است . عقل كلّى : امّا گاه در برابر عقل جزئى به‌معناى عقل معاش به كار مىرود كه در آن صورت به‌معناى عقل معاد است ، مانند بيت 1982 دفتر اوّل ؛ و گاه مرادف با عقل كلّ است . عقول تسعه : حكما معتقدند خداى تعالى به‌طور مستقيم جهان مادّى را نيافريده ، بلكه به ترتيب ، ده موجود مجرّد يا عقل به‌وجود آورده است . بدين معنى كه نخست عقل اوّل عقل دوم را به‌وجود آورده تا عقل دهم كه موجد و آفرينندهء جهان مادّى است . عقل اوّل را عقل كلّ نيز ناميده‌اند و ما بقى را عقول تسعه يا عقول نه‌گانه . عقول عشره - عقول تسعه علّت اولى : علّت نخستين علّت اولى : علّت نخستين ، علّة العلل ، علّت تمامى علّتها كه همان ذات بارى تعالى است . علم اليقين : مرحلهء آغازين علم است . مرحله‌اى كه در آن به وسيلهء استدلال به معلوم علم حاصل مىشود ، مانند استدلال كردن به وسيلهء دود بر وجود آتش . علم تعليمى : علمى كه از راه آموختن به دست مىآيد . علم تقليدى : علمى كه در دل جاى نگيرد و صرف فراگرفتن اصطلاحات باشد . علم حضورى : هرگاه خود معلوم نزد عالم حاضر باشد ، علم حضورى است ، مانند علم حق تعالى به ما سوا و علم آدمى به حالات درونى خود . علم لدنّى : علمى كه بدن اكتساب و در اثر طهارت درونى از عالم بالا به سالك افاضه مىشود ، مانند : علوم پيامبران و اوليا . علماى فقه : دانشمندان دينى كه به‌وسيله ادلّهء معتبر چهارگانه ( عقل ، اجماع ، كتاب و سنّت ) احكام شرعى فرعى را استنباط مىكنند . عناصر اربعه : در طبيعيات قديم ، عناصر منحصر در چهار عنصر آب ، باد ، آتش و خاك بود . عناصر : جمع « عنصر » اجزاى بسيط عالم مادّى است كه از تركيب آنها معدن ، نبات و حيوان به‌وجود مىآيد . قدما قائل به چهار عنصر آب ، باد ، خاك و آتش بودند . غم : كيفيتى نفسانى است كه آن‌گاه كه نفس از حصول امرى ناخوشايند و غير منتظره و بيرون از تحمّل متأثّر مىشود ، به‌وجود مىآيد . غيب الغيب : عرفا مرتبهء احديت جمع را دربارهء خداى تعالى ، غيب الغيب مىنامند .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 574 | على اوجبى / محمد نعيم