تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
جبر : استناد كارهاى بنده به خدا . جبرى : متكلّم اشعرى كه معتقد است آدمى در افعال خويش مختار نيست . جذبه : حق به عنايت ازلىاش بنده را به خود نزديك گرداند و آنچه در طىّ منازل بدان نيازمند است ، مهيّا كند ، بدون آنكه بنده كوششى كند . جلال : صفات سلبيهء حق تعالى ، مانند : جسمانى نبودن ، شريك نداشتن . جمال : صفات ثبوتيهء حق تعالى ، مانند : علم و قدرت . جنس : اصطلاحى منطقى است . از ديد اهل منطق ، ماهيت هر موجود مادّى دو جزء دارد : 1 . جزء مشترك 2 . جزء مختص . جزء مشترك همان جنس است . به ديگر سخن : جنس ، كلّى ذاتى است كه بر انواع مختلف دلالت دارد ، مانند حيوان كه شامل : انسان ، اسب ، الاغ . . . مىشود . جواهر « جمع جوهر » : در اصطلاح فلسفه يعنى آنچه در وجود وابسته به ديگرى نيست و وقتى موجود مىشود ، در چيزى موجود نمىشود ، مانند عقل و جسم و روح . . . جود : بخشش بىچشمداشت عوض و بدون هيچ غرض و بدون آنكه كسى درخواست كند . در برابر كرم كه مشروط به درخواست است . « بعضى گفته‌اند كه سخا آن است كه بدهد و مثل آن را براى خود باقى گذارد ؛ و جود آن است كه بيشتر را بدهد و كمتر را براى خود نگاه دارد ؛ و ايثار آن است كه قدر كفايت معيشت را بدهد و چيزى براى خود نگذارد و چون جود ، بخشش بدون عوض و غرض است ، بنابراين ، مفاد آن ترك التفات و عدم توجّه به غير حق و فنا از حظوظ نفسانى است و بدون اين شرط تحقّق نمىپذيرد و نوعى از مدارج فنا و نيستى است . شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، صص 206 - 205 . جوع : گرسنگى و يا به تعبير شارح ، گرسنگى و تشنگى است . نزد عرفا جوع بايد به فرمان و زير نظر شيخ باشد تا ثمرات آن مرتّب شود . « حد اقلّ تحمّل جوع ، سه روز است كه صوفيان آن را « سه روزه » مىنامند و بعضى پنج روز دانسته‌اند و گرسنگى يكى از اركان اصلى مجاهده است و صوفيان براى كسر شهوت و تحمّل بيدارى و سهر - كه آن نيز ركنى است عظيم - جوع را لازم مىشمرده‌اند . » شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، صص 205 . حادث : آنچه نبوده و بعدها به‌وجود آمده .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 568 | على اوجبى / محمد نعيم