بسط : عبارت است از بسط قلوب اندر حالت كشف ؛ و اين حالت از سوى حقّ است بىتكلّف بنده .
بسيط : آنچه جزء ندارد ؛ مقابل مركّب .
بقاء باللّه : بقاء باللّه از مدارج عاليهء سير الى اللّه است و در آن مرتبه ، تفاوت مراتب كمال به حسب تحقّق و اتّصاف به صفات الهى بسيار است . بعضى متحقّق به اكثر صفات الهى شدهاند و بعضى به اقلّ ؛ و باز در اين اقلّ و اكثر ، تفاوت بسيار است و آن فرد كامل كه مستعدّ آن باشد كه به حسب حقيقت و معنى ، مظهر ذات و مجموع اسماء و صفات اللّه باشد ، از خواص است و احكام اسم كلّى اللّه به جزويات و كلّيات در او ظاهر مىشود و متحقّق به همهء صفات الهى مىگردد و آن حضرت خاتم محمّدى است . شرح گلشن راز ، ص 22 .
بىرنگى : با ياء مصدرى : فطرت و آفرينش نخستين ، عالم خدايى ، عالم وحدت و حقيقت مطلق ، عالم وجود بحت كه از هر گونه تعيّن و تقيّدى منزّه است . با ياء وحدت :
تعبيرى است نظير « بىنشان » در كنايه از حقتعالى ، ممكن است به معنى وحدت و فطرت نيز فرض مىشود
پرده : منظور حجابهاى ظلمانى و نورانى است .
امّا اگر مقصود از « نى » همان ساز موسيقايى باشد ، پرده بهمعناى مقام يا يكى از دوازده آهنگ مصطلح نزد اهل موسيقى است :
نوا و راست ، حسينى و راهوى و عراق حجاز و زنگله و بوسليك با عشاق دگر سپاهان ، باقى بزرگ و زيرافكند اسامى همهء پردههاست بر اطلاق پرده دريدن بهمعناى آشكار كردن راز ديگرى است .
پسر : منظور سالك مبتدى است . چه از ديد عرفا ، رابطهء سالك و پير ، همچون نسبت پدر و فرزندى است . زيرا سالك در آغاز راه ، توسّط پير و مرشد حياتى نو مىيابد .
پير - شيخ
تأويل : حمل كردن لفظ بر خلاف معناى ظاهر ، امّا مناسب با تفسير باطنى يك سخن
تبتّل : در لغت بهمعناى بريدن و در اصطلاح عرفا انقطاع و گسستن كلّى از غير خداست .
تجريد : يعنى اعراض و دورى از دنيا و توقّع پاداش اخروى نداشتن پس « مجرّد حقيقى آنكس بود كه بر تجرّد از دنيا طالب عوضى نباشد ، بلكه باعث بر آن تقرّب به حضرت الهى بود فحسب ؛ و هركه به ظاهر عرض
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 565
مساهمون: على اوجبى
ص٥٦٥