تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
ليل : شب مآرب : جمع « مآربه » : نيازها ، حاجتها مآل : بازگشت ما : در عربى واژهء « ما » آن‌گاه كه موصول باشد يا حرف استفهام بر معناى مثبت دلالت دارد و آن‌گاه كه حرف نمىباشد ، دال بر نفى است . ما فاتكم : آنچه از دست داديد . ما فى الضمير : آنچه در درون است . ما قلى : ترك نكرد . ما ودّعك : تو را وداع نگفت . ماسكه : قوّهء ماسكه ما صنع : مصنوع ، ساخته‌شده ماضى : گذشته ما فيها : آنچه در آن است . ما مضى : پيشين ، گذشته مانا : ادات ترديد : گويى ، پندارى مانشه : احتمالا واحد پول ماهيت : حقيقت ماء : آب مألوف : الفت‌گرفته مأوا : محل سكونت و آرامش مأوّل : معناى تأويل‌شده مباشرت : همكارى ، كارگزارى ، همدستى مبدل : تبديل‌شده مبعوث : برانگيخته‌شده مبيّن : آشكارشده ، بيان‌كرده‌شده مپا : پاى مفشار ، نايست متاع : كالا متحابّين فى اللّه : آن دو كس كه يكديگر را براى خدا دوست مىدارند . متحف : ارمغان ، تحفه داده‌شده متحنّى : كژ متخلّق : آراسته به خلق ديگرى متشتّت : پراكنده متصرّف : تصرّف‌كننده متعذّر : محال ، نشدنى ، آنچه در انجامش معذوريم . متعسّر : دشوار متّفق : هم‌سخن ، هم‌رأى متلبّس : لباس ديگران به تن كردن ، خود را به گونه‌اى ديگر نمايان كردن متلوّن : رنگارنگ متمسّكات : جمع « متمسّك » ، آنچه بدان تكيه كنند ، دليل متمكّن : مستقر متمنّى : خواسته متين : استوار و محكم مثاب : كسى كه به او ثواب دهند ، مأجور ، پاداش داده‌شده
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 552 | على اوجبى / محمد نعيم