تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
رافع كنى : بردارى راه زد : فريفت ، از راه برد ، به اشتباه انداخت رايض : مربّى چهارپايان رأس البقر : سر گاو رأس : سر ربض : حصار ، برج و بارو ربقه : قيدوبند ، گردن ربوبيت : خدايى رتق : بستن ، دوختن رجعت : بازگشت رجعى : بازگشت رحيق : خالص رخ : مهرهء شطرنج كه در چهار جهت مستقيم حركت مىكند . ردّ : بازگرداندن ردىّ : پست رسل : جمع « رسول » ، پيامبران ؛ فرستادگان رسن : بند ، طناب رشد : به راه راست رفتن ، هدايت رشكين : رشك‌برنده رطب البيان : بيان و سخن تازه رطب : تر رطب و يابس : تر و خشك ؛ كنايه از همه چيز رعنايى : زيبايى رعونت : خودآرايى ، كم‌خردى رفته به خواب : خواب رفته ؛ كنايه از غافل ماندن از روح و آثارش رفعت : بلندى رفو : دوختن پارگيها رفيع : بلندمرتبه رقّ : بندگى ، بنده رقود : جمع « راقد » ، خفتگان رقّيت : بندگى ركاكت : سست‌رأيى ، كم‌عقلى رمّال : آنكه علم رمل را به كار مىبرد . « رمل » در لغت به‌معناى شن است و در اصطلاح يكى از علوم غريبه به شمار مىآيد . به وسيلهء اين علم ، وقايع نيك و بد را پيش‌بينى مىكنند . در گذشته رمّالان با استفاده از شن و ريختن آنها بر روى تخته‌اى خاص به محاسباتى دست زده و پيشگويى مىكردند . رمى : تير انداختن ، تيراندازى رميد : گريخت روانه بر شكم : خزنده رفتن روپوش : هرچه روى آدمى يا روى چيزى را بدان پوشند ؛ مجازا حجاب روح القدس : جبرئيل روح روح : كنايه از قدرت الهى يا حقيقت محمّديه