تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
سفيه : ابله ، نابخرد سفيهان : جمع « سفيه » ، نابخردان ، ابلهان سقام : بيمارى سقيم : بيمار ؛ در اينجا : نارسا ، ناتمام سگ كهف : سگ اصحاب كهف كه با آنها به غار رفته و پس از سالها از خواب بيدار شد . سگ نفس : اضافهء مشبّه‌به به مشبّه . نفس بهيمى در اصطلاح عارفان به سگ تشبيه شده است . هم از جهت پستى آن برابر روح ، و هم از جهت خوى درندگى و غضب كه نفس راست ، هم از جهت بسنده كردن آن بر طعمه‌هاى دنيوى و ناديده گرفتن غذاهاى روحى . شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ص 107 . سلسلت : سلسل - به فتح هر دو سين - به‌معناى آب شيرين و خوشگوار ؛ سلسل - به كسر هر دو سين - به‌معناى زنجير ( در اينجا زنجير شوق ، بانگ زنجيروار اذان ) سليمان [ 3731 / 2 ] : كنايه از راهنماى كامل سما : آسمان سما : آسمان سما : آسمان سمات : جمع « سمة » نشانه‌ها سماوات : جمع « سماء » آسمانها سمعه : ريا سمك : ماهى سمند : اسب زرد رنگ سمى : بلند سنان : سرنيزه سنان : نيزه سنّت : راه و روش سنىّ : بلند ، و الا ، روشن سواد : سياهى ، سطرهايى كه بر صفحه و لوح نويسند . سوخته : تكّه چوب ، پنبه يا پارچهء كهنه كه در ميان ديگر چوبها مىنهند تا با سنگ آتش‌زنه آن را روشن كنند . سودا : ميل سودايى : اهل دنيا ، خيال‌پرداز سودايى : سيه‌فام و تيره‌رنگ سودن : ماليدن سوم : بها كردن كالا ، تكليف سها : ستارهء كوچك و كم‌نور در دبّ اكبر سيّئات : جمع « سيّئه » گناهان سيبويه : مركّب از « سيب » و « ويه » يعنى بوى سيب ، به‌عنوان لقب براى كسى كه زيباست به كار مىرود . براى نخستين بار به‌عنوان لقب براى نحوى بزرگ ، عمرو بن عثمان بن قنبر ( 148 - 180 ه . ق ) از دانشمندان خطّهء