تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
( 221 ) اقتباسى است از آية الكرسى يعنى آيهء 255 سورهء بقره كه مىفرمايد :
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ :
« نزد او شفاعت جز به اذن او كه كند ؟ » ( 222 ) « من لم يشكر على نعمائى و لم يصبر على بلائى و لم يرض بقضائى فليطلب ربّا سواى » : « هركه شكر نعمتهايم را نگويد و بر بلايم صبر نكند و به قضايم رضايت ندهد ، پروردگارى جز من اختيار كند . » نگر : بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 236 ؛ ج 88 ، ص 225 ، شرح الأسماء الحسنى ، ج 1 ، ص 139 ؛ كتاب المجروحين ، ج 1 ، ص 327 ؛ لسان الميزان ، ج 3 ، ص 30 و ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 30 . ( 223 ) « زاهدنمايى زنى رشكمند و كنيزكى به‌غايت زيبا داشت . زن چون به شويش اعتماد نداشت ، هيچ‌گاه او را با كنيزك تنها نمىگذاشت . تا اينكه روزى زن همراه كنيزك به حمّام رفت و در اثناى استحمام متوجّه شد كه طشت را در خانه جا گذاشته است . ازاين‌رو ، به كنيزك گفت : هرچه زودتر به خانه برو و طشت را بياور . كنيزك با شنيدن اين حرف ، جانى گرفت و دانست كه هنگام كامرانى فرارسيده است . پس دوان‌دوان به خانه رفت و فورا با مرد هم‌آغوش شد . امّا آن دو به سبب غلبهء شهوت يادشان رفت كه در خانه را ببندند . از آن طرف ناگهان به ذهن آن زن خطور كرد كه اين چه كارى بود من كردم ؟ ! چرا كنيزك را تنها به خانه فرستادم ؟ ! نكند دسته گلى به آب دهد ؟ ! پس با سر و وضع خيس ، لباسهاى خود را پوشيد و هراسان به طرف خانه دويد . و با شتاب لنگهء در را عقب زد و به درون خانه دويد . صداى باز و بسته شدن در ، آن دو بدكار را متوحّش ساخت . مرد مكّار براى رد گم كردن ، بلافاصله