( 130 ) در آيهء 17 تا 32 سورهء قلم به اين داستان اشاره شده و از اهل ضروان به اصحاب جنّت ( صاحبان بوستان ) ياد شده است . در واقع مأخذ اين داستان آيات ياد شده است . ضروان روستايى در 12 ميلى شهر صنعا بوده . در آنجا پيرمردى كريم مىزيست كه صاحب باغ ميوه بود .
هنگام باردهى درختان ، بهاندازهء خود و خانواده ميوه مىچيد و ما بقى را به فقرا مىداد . پس از مرگ ، فرزندان به شيوهء پدر عمل نكردند و راه خسّت در پيش گرفتند . شبى قرار گذاشتند كه به سراغ باغ روند و ميوهها برچينند تا صبح هنگام كه فقرا مىآيند ، چيزى باقى نماند . صاعقهاى آمد و باغ را سوزاند .
( 131 ) در متون روايى نيز شيطان و تمايلات شيطانى به گرگ تشبيه شده است . مانند اين حديث كه مىفرمايد : « إنّ الشيطان ذئب الإنسان كذئب الغنم » : « شيطان گرگ انسان است ، همچون گرگ گوسفندان » مسند احمد ، ج 5 ، ص 233 به نقل از شرح مثنوى شريف ، ج 5 ، ص 90 .
( 132 ) « بعد اللّتيّا و التى » ضربالمثل تازى است . « التى » موصول مؤنّث و « اللّتيّا » مصغّر آن است .
گويند مردى نخست با زنى كوتاه قد ازدواج كرد ، امّا ديرى نپاييد كه مجبور به طلاق شد . سپس با زنى بلند قامت ازدواج كرد . امّا او نيز خلق نيكو نداشت . ناچار طلاقش داد و گفت : « بعد از اين دو هرگز ازدواج نخواهم كرد . » حضرت على ( ع ) نيز در خطبهء پنجم نهج البلاغه اين ضربالمثل را به كار برده است .
( 133 ) شايد به آيهء 36 سورهء زخرف اشاره داشته باشد كه مىفرمايد :
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ