چون نمىخواست آنها پيش خود گويند كه پيروان محمّد از بينواياناند . از اينجا بود كه سورهء عبس نازل شد . عبس بهمعناى روى ترش كردن است .
( 124 ) « طيور صافّات » يا « پرندگان صفكشيده » برگرفته شده از آيهء 19 سورهء ملك است كه مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ :
« آيا به پرندگانى كه بر فرازشان پر گشودهاند ، نمىنگرند ؟ ! »
( 125 ) خلاصهء داستان چنين است : اى انسان ! تو چون تخم مرغابى هستى كه مرغ خانگى زير پر خود گذارده ، از تخم بيرون آمدى ، تو را پرورانده ، دايگى تو را كرده . ازاينرو وقتى به ساحل دريا مىرسى ، ميل به شنا كردن دارى . پس خود را به دريا زن ؛ اگر هم دايهات تو را بر حذر داشت ، مترس .
همان گونه كه حاج ملّا هادى سبزوارى تصريح دارد ، اين حكايت كوتاه ، اشاره به اين دارد كه اصل آدمى كه همان نفس ناطقه ، روح يا جان اوست ، از عالم ديگر است و براى پرورش يافتن و ورزيده شدن ، چند روزى در اين عالم مادّى و قفس تنگ بدن گرفتار آمده است [ نگر : شرح اسرار ، ص 183 ] شاهد آن اينكه ميل به آنسو دارد . شايد هم اين حكايت به مثل افلاطونى اشاره داشته باشد . در هر حال ، آنگونه كه در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، ص 84 آمده ، مأخذ اين داستان ، تمثيل موجود در مقالات شمس است . هرچند در نفحات الانس جامى ، صص 428 - 429 در ضمن حكايتى از مجد الدين بغدادى به آن اشاره شده است .