تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
سوار شده ، از آن شهر بگريخت . چون روز شد ، مردم مطّلع شده ، ملاحظهء راه نمودند . پى اسبى كه رفته باشد نديدند ، بلكه پى اسبى كه آمده در شهر ديدند ، يقين كردند كه آن مرد از آن راه نرفته ، بازگرديدند و آن مرد به اين حيله از چنگ ايشان خلاص شد و اين ، مثل شده به جهت كسى كه كارى كند غلطانداز . شرح مثنوى شريف ، ج 3 ، ص 1059 . ( 57 ) « من أراد العبادة بعد الوصول فقد أشرك باللّه » : « هركه پس از وصول به حق ، خواهان عبادت باشد ، به خداى تعالى شرك ورزيده است . » مأخذ اين سخن عارفانه يافت نشد . ( 58 ) از روزگار پيشين ، معمول بوده است كه صفّهء بيرونى حمّام و سربينه را با نقوش و تصويرهاى پهلوانان و ورزشكاران و گاهى حيوانات آرايش دهند . صورتهاى زنان با دف و يا رامشگران را با ساز نيز مىنگاشتند . سر در حمّام شاه در مشهد مصوّر بود . بعضى حمّامهاى بشرويه نيز هم بدان‌سان نقش و نگار داشت . محمّد غزالى ( إحياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 334 ) در شمار منكرات حمّامها ، تصوير سر در و داخل حمّام را ذكر مىكند . به عقيدهء او بر كسانى كه به حمّام مىروند ، واجب است كه اگر قدرت داشته باشند ، اين نقوش را پاك كنند مگر آنكه صورت درخت باشد و اگر نتوانند و يا نقش و تصوير دور از دسترس باشد ، بايد داخل حمّام نشوند مگر به وقت ضرورت . شرح مثنوى شريف ، ج 3 ، ص 1155 . ( 59 ) روز عرض اكبر : روز قيامت است . به مناسبت آنكه تمامت خلق در پيشگاه حق تعالى حاضر شوند و اعمال آنها را محاسبه كنند و به پاى ميزانشان مىبرند و سپس بر صراط مىگذرند و به دوزخ يا بهشت مىروند . اطلاق اين لفظ بر قيامت ، مأخوذ است از « عرض جيش » كه سپاهيان از پيش روى پادشاه با ساز و برگ مىگذشتند و هنرنمايى مىكردند تا او از چگونگى احوال
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 401 | على اوجبى / محمد نعيم