تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
( 64 ) خلاصهء داستان چنين است : عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح پيش از عثمان ، كاتب وحى بود . هنگام نوشتن آيات 12 تا 14 سورهء مؤمنون از توصيف دقيق آفرينش انسان به شگفت آمد و گفت « تبارك اللّه أحسن الخالقين » پيامبر گرامى نيز پس از آن فرمود : بنويس
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
. عبد اللّه دچار غرور شد . پيش خود گفت : محمّد ، پيامبر و محلّ وحى نيست . چه من با او تفاوتى ندارم . من نيز همين سخنان را به زبان آوردم ! و بدين ترتيب مرتدّ شد و آيهء 93 سورهء انعام :
سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
در شأن او نازل شد . اين روايت از جهات متعدّد مخدوش و نيز قابل قبول است . ( نگر : شرح مثنوى شريف ، ج 4 ، صص 68 - 72 ) . مأخذ اين داستان منابع ذيل است : الاستيعاب ، ج 2 ، ص 281 ؛ اسد الغابة ، ج 13 ، ص 173 ؛ أسباب النزول به نقل از مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، ص 32 . ( 65 ) خلاصهء داستان اين است : روميان و چينىها هنر نقّاشى خود را به رخ يكديگر مىكشيدند و خود را برتر مىدانستند . شاه براى آنكه نزاع و مجادلهء آنها را پايان بخشد ، خواست تا مهارتشان را بيازمايد . دو اتاق روبروى هم را در اختيار آنها قرار داد . چينىها ابزار و رنگهاى متنوّع را خواستار شدند . امّا روميان چيزى نخواستند و به صيقل زدن و پاك كردن ديوارها پرداختند . پس از پايان كار شاه به ديدارشان شتافت . نخست به اتاق چينىها رفت . با تصويرى سحرانگيز مواجه شد . شادمانه آنجا را ترك گفت و به اتاق روميان رفت . به محض اينكه درها باز شد ، تصاويرى كه چينىها كشيده بودند با تلألؤ خاصّى در ديوار روميان جلوه‌گر شد و به شاه را به حيرت واداشت . از آنجا به ميزان دانش و معرفت روميان و برترى آنها پى برد . مأخذ اين داستان با اندكى تفاوت احياء علوم الدين غزّالى ، ج 3 ، ص 17 و منظومهء اسكندرنامه نظامى ، ص 528 است . نگر : مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، صص 33 - 35 .