صورت علمى حق كه بر افراد انسان جلوهگر است ، فقر است ، پس جسم آن انسان به صورت صابر مصوّر مىگردد ، چنانچه تفصيل اين اجمال بدين ابيات اثبات مىنمايد :
[ 3722 ]
صورتِ نعمت بوَد ، شاكر شود * صورتِ مهلت بود ، صابر شود
[ 3723 ]
صورتِ رحمى بوَد ، شادان شود * صورت زخمى بوَد ، نالان شود
يعنى : اگر آن صور علميهء حق به صورت غضب و رحم جلوهگر « 1 » است ، پس آن جسم به نالش و به عذاب اندر است ؛ و اگر به صورت رأفت و رحمت بر آن جسم نازل است ، پس آن جسم در محفل شادى و در مجلس آزادى به لهو و بازى شاغل است .
[ 3724 ]
صورتِ شهرى بوَد ، گيرد سفر * صورتِ تيرى بوَد ، گيرد سپر
يعنى : اگر آن صورت علمى ، صورت شهر است ، پس آن جسم به جهت وصول بدان شهر صورت سفر خواهد گرفت ؛ و اگر به صورت تير جلوهگر است ، پس آن جسم به جهت نيل آن تير مانند سپر مهيّا و منتظر است .
[ 3728 ]
بىنهايت كيشها و پيشهها « 2 » * جمله ظلّ صورتِ انديشهها « 3 »
انديشه را صورت گفتن محض به واسطهء ضيق ميدان بيان است و الّا نه انديشهء حق - كه عبارت از صور علميهء حق است - بلا « 4 » صورت و بلا تشخّص است .
[ 3731 ]
فعل بر اركان [ و ] فكرت / B 451 / مكتتم * ليك در تأثير [ و ] وصلت دو به هم
مراد از « فعل » ظهور و تأثير آن فكر است .
يعنى : وجود فكر و تأثير آن بر منصّهء اركان و اجسام ، عبارت از ظهور آن فكر « 5 » در زمان واحد است و زمان حصول فكر بر عين زمان حصول صورت آن فكر بر منصّهء اركان و اجسام عالم است .
هامش
( 1 ) . س : جلوهگره .
( 2 ) . س : پيشها .
( 3 ) . س : انديشهها .
( 4 ) . س : + و .
( 5 ) . س : + است .