كه در آينهء وجود او چهرهء عاشقى خويش اظهار نمود و در آن آينه خود را ديد ، « لولاك لما خلقت الأفلاك » عبارت از آن شاهدبازى است كه با ذات محمّد مصطفى پردهسازى است .
[ 2885 ]
اين قضا بر نيك و بد حاكم بوَد * بر قضا شاهد ، نه حاكم مىشود
[ 2886 ]
شد اسيرِ آن قضا ميرِ قضا * شاد باش اى تيزچشمِ مصطفى
يعنى : قاضى بر هر نيك و بد و بر هر راضى و ناراضى امير و حاكم بود ؛ و آن قضا بر شاهد و گواه نيز طبعا « 1 » جارى مىشود و ليكن در اين صورت مير قضا - كه عبارت از حكم خداست - مسخّر و اسير قضا گشته است كه خلق افلاك و عناصر خاك بر فتراك وجود و بر دامن بود مصطفى بسته است .
رجوع كردن به قصّه طلب كردن آن موش چغز را 262
[ 2963 ]
زين سبب آمد سوى اصحابْ كَلْب * هست صورتها حُبوب و مورْقلب
يعنى : به سبب جنسيت جان كلب اصحاب هفت - كه هم ورد و هم كهف آن اصحاب بود - هم تكى و پيروى نمود و از ناجنسان بريده ، در غار جنسيت خزيده .
[ 2964 ]
زان شود عيسى سوى پاكانِ چرخ * بُد قفسها مختلف يك جنس فَرخ
يعنى : از آن سبب عيسى به سوى پاكان چرخ رميد كه آلودگان زمين را جنس خويش نديد كه اگرچه قفسهاى تن و دانه
/ B 151 /
بدن عالم علوى با بدن عيسى مختلف و متباين بود كه آن جهان علوى از صفت نور و اين جهان از خاك كدر بر عرصهء وجود جلوه نمود و ليكن به اعتبار لطافت جان و صفوت جنان همجنس و واحد آن جهان بود بنا بر جنسيت جان آن عيسى به سوى آن جهان انتقال فرمود .
هامش
( 1 ) . س : طبعان .