[ 1023 ]
استخوان و باد روپوش است و بس * در دو عالم غيرِ يزدان نيست كس
مضمون اين بيت ، موافق اين حديث است كه « الاذنان من الرأس » 250 يعنى دو گوش از جملهء سر است ؛ چنانچه سر از شنيدن حرف و صوت بىاثر است ، همچنين گوش از آن شنيدن بىاثر است . چرا كه شنوندهء آن حرف و صوت ، ذات يزدان است و بس . چشم و گوش بهانه است و بس ، كه غير يزدان در هر دوعالم نيست كس ؛ و اين حديث را فقها براى مشروعيت مسبّح اذنين آوردهاند .
( مصرع )
در هر دهن ، تنگ نباتى دگر است
[ 1189 ]
گفت چون باشد سگ كورى پليد * جَست او از خواب ، خود را شير ديد
اين بيت ، مقولهء بلال است - رضى اللّه عنه - است .
يعنى : من از خواب بيدار شده ، مانند شير از بركت ديدار تو اى پيغمبر خدا ! دلير گشتم و از نقص و رنج رستم .
[ 1191 ]
كورِ بر اشْكم رونده همچو مار * چشمها بگْشاده در باغ و بهار
يعنى : كه من مانند كور بر قوت شكم خويش روانه شده ، چشم معرفت در لقاى بهجتافزا به تو گشادم .
[ 1192 ]
چون بوَد چون آنكه از چونى رهيد * در حياتستانِ « 1 » بىچونى رسيد
[ 1193 ]
گشت چونى بخش اندر لا مكان * گِردِ خوانش جمله شيران چون سگان
يعنى : چون بود احوال كسى كه از چونى رهيده ، بر اوج لا مكان رسيده ، سگان دنيا را استخوان حيات « 2 » اين جهان و ريزه و نبات آب و نان اين خوان دنيا اعطا كند ؛ و سگان
/ A 341 /
اين دنيا بر سفرهء جود او ورود نمايند و آن جماعت عبارت از انبيا و اوليااند كه از چونى رهيده ، انعام و احسان دو جهان در كام اين و آن بخشندهاند .
هامش
( 1 ) . س : خيالستان .
( 2 ) . س : خيات .