تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
آوازه و نعرهء او اثر مىكند و آن غير وقت مرگ است كه شنيدن آن نعره در آن وقت بىفايده و بىبرگ است .

تشبيه مغفّل كه عمر ضايع كند و وقت مرگ [ استغفار كردن گيرد ] 248

[ 790 ]
روزِ عاشورا نمىدانى كه هست * ماتمِ جانى كه از قرنى به است
مراد از « قرن » در اين مقام گروه است . يعنى : در اين روز عاشورا ماتم آن جان است كه آن جان از قرن و گروه بزرگ است و از اولاد رفيع ايشان است .

قصّهء احد احد گفتن بلال رضى اللّه عنه 249

[ 912 ]
گردشش بر جوى جويان شاهد است * تا نگويد كس كه آن جو راكد است
يعنى : گردش آن سنگ آسيا بر گردش جوى جويان - كه عبارت از سرچشمه و درياى حق است - شاهد است كه حركت اين جوى از حركت جوى است كه داراى « 1 » اين جوى است تا آنكه سلسلهء حركات به سوى آن جوى كه سرچشمه و جوى جميع جوهاست و آن جوى جويان به حسب
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
در جنبش و حركت است .
/ B 241 /
پس جنبش اين جوى بر جنبش حق شاهد است تا كسى گمان نبرد كه آن جوى معطّل و راكد است كه جنبش عالم از جنبش قضا و قدر است . چرا كه اين عالم را بعض ، ظلال حق مىدانند و بعضى افعال مىخوانند . پس جنبش فرع بىجنبش اصل و فعل بىجنبش فاعل محال است . [ 1024 ]
مستمع او قايل است او بىحجاب * زانكه الاذنان من رأس اى مُثاب !
هامش
( 1 ) . س : درآى .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 340 | على اوجبى / محمد نعيم