[ 664 ]
چونكه كردند آشتى « 1 » دارو و درد * مطربان را تُركِ ما بيدار كرد
بيهوشى كه به « 2 » سبب استيلاى شراب و درد « 3 » غلبه كردن يكى بر ديگرى در جان مىخوار پيدا مىشود و بعد از آشتى آن شراب و درد و بعد از رفع آن استيلا جان مست باهوش مىگردد .
يعنى : چون آن مست شراب از بىخودى با خود آمد ، مطرب را بيدار « 4 » كرد .
امتحان كردن مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - « 5 » عايشه - رضى اللّه عنها « 6 » - [ را ] كه چه پنهان مىكنى 246
[ 688 ]
غيرتِ عقل است بر خوبىِّ روح * پُر ز تشبيهات و تمثيل اى نَصُوح !
يعنى : روح كه بر داء تشبيه و خمار تمثيل مخفى و مستور است ، به سبب غيرت عقل است كه عقل ذات منزّه آن روح را
/ B 041 /
تشبيه داده ، از دريافت و از احاطهء ادراكات طالب دور مىاندازد و طالب را بدان حيلهء تمثيل و فريب تشبيه آواره مىسازد و الّا نه « 7 » باب دريافت آن روح به فحواى
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
مفتوح است و امر ربّ بىكيف و بىچون است . پس شناخت آن روح به بىكيفى و بىچونى است . پس تشبيه دادن آن روح را حيلههاى عقل است .
[ 689 ]
با چنين پنهانيى كه روح راست * عقل بر وى اينچنين رشكين چراست ؟ !
يعنى : ماهيت روح كه پيغمبر خدا اظهار نكرد و گفت كه
الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
با وجود اينچنين اختفاى عقل غيور اينچنين رشكين است كه به تشبيه اين و آن پوشيده داشته است .
هامش
( 1 ) . س : آتشى .
( 2 ) . ش : - به .
( 3 ) . س : در .
( 4 ) . ش : پيدا .
( 5 ) . ش : عليه السلام .
( 6 ) . س : عنه ؛ ش : - عنها .
( 7 ) . س : ز .