يعنى : آن مست حقيقى ، شراب حق را بدان « 1 » مطرب مىبرد و اين مست مجازى شراب لهو و بازى از اين مطرب مجازى مىچرد .
[ 647 ]
هر دو ور « 2 » يك نام دارد در سخن * ليك فرق است اين حَسَن تا آن حَسَن
يعنى : اگرچه مطرب جان و مطرب ترك به اعتبار اسم و نام مشترك و متّحدند و ليكن به اعتبار حقيقت و معنى سراسر ضدّ و ندّند ، مانند هر دو حسن وزير كه در حكايت شاعر و پادشاه گذشته است .
[ 657 ]
اللّه اللّه چونكه عارف گفت مَى * پيشِ عارف كى بوَد معدوم شَى
يعنى : مراد عارف از مى و مطرب ، حقيقت است ، نه مجاز كه اين مى و مطرب « 3 » معدوم و فانى است و آن مى و مطرب باقى و جاودانى است .
[ 659 ]
اين دو انبازند مطرب با شراب * اين بدان و آن بدين « 4 » آرد شتاب
يعنى : مطرب و شراب در ايجاد مستى و ازالهء لبّ اولو الالباب شريك و انبازند و براى خدمت مستان هر دو « 5 » تركتازند .
[ 660 ]
پُرخُماران از دَمِ مطرب چشند * مطربانْشان سوىِ ميخانه كشند
اين بيت در بيان انبازى مطرب و شراب است كه شرابخوار و پرخمار ، طالب مطرب است و مطرب خواهان و حاوى شراب است كه مىخوار را به سوى انباز خويش كه ميخانه « 6 » و كاشانهء شراب است ، برنده و كشنده است .
[ 661 ]
آن سَرِ مَيدان و اين پايين اوست * دلشده چون گوى در چوگانِ اوست
هامش
( 1 ) . ش : بران .
( 2 ) . ش : در .
( 3 ) . س : + و .
( 4 ) . ش : بدان .
( 5 ) . س ، ش : + در .
( 6 ) . س : ميخوانه .