مرتبه علىالدوام و اتّصال است ؛ و از نقص تغيّر مصون و از فتور زوال غير مغبون است .
[ 636 ]
گرچه اين مستى چو بازِ اشْهَب است * برتر از وى در زمينِ قُدس هست
يعنى : اگرچه اين مستى حجاب و وله مانند باز اشهب عزيز الوجود و كمياب است ، ليكن مستى كه از قرب و وصال است ، بالاتر و برتر از مستى وله است كه آن مستى وله منبى « 1 » انفصال است .
مست ز ابرار و مقرب زد به است * بر مقرب شير او چون روبه است
يعنى : مستى ابرار و مقرّب ، بهتر از مستى وله و شير آن مستى وله به « 2 » نزديك مستى قرب ، مانند روبه مغلوب است كه آن مستى وله زائل و مسلوب است و اين مستى قرب و اتّصال دائم و لازوال است .
[ 637 ]
رَو سرافيلى « 3 » شو اندر امتياز * در دمندهء روح و مست و مستساز / A 931 /
يعنى : اى مخاطب ! تو اسرافيل وقت شو در امتياز كردن تو در حقّ صور دميدن و زنده كردن در ميان روح مست و در ميان مست سرو دو ساز كه آن مقرّب و ابرار است و اين در كوچهء مذلّت و رسوايى خوار است .
[ 638 ]
مست را چون دل مزاج انديشه شد * اين ندانم [ و ] آن ندانم پيشه شد
يعنى : دل مست را چون مزاج انديشه و فكر پيدا شد و به مقام فنا و محويّت « 4 » نرسيد ، اين ندانم آن ندانم ، كار و پيشهء او شد و اگر در بىخودى و مستى محو مىبود ، پيوند اين و آن از خود مىبريد .
[ 639 ]
اين ندانم [ و ] آن ندانم بهر چيست * تا بگويى آنكه مىدانيم كيست
هامش
( 1 ) . س : وله كه بينى .
( 2 ) . ش : - به .
( 3 ) . س ، ش : سرافيل .
( 4 ) . ش : محبوبيت .