[ 3808 ]
تا ز سِحرْ آن نقشها جنبان شوند * تا عصاى « 1 » موسيى پنهان شوند
يعنى : حق تعالى از كارخانهء
كُنْ فَيَكُونُ *
نقشهاى صوفيان كه عباى صوفى و قباى معروفى بر دوش و از حقيقت صفوت بيهوشاند ، بر در و ديوار جسم انسان نگاريده و بر صفحهء روزگار اين جهان آفريده است تا صوفيان حقيقى را در پردهء اين صوفيان مجازى كه مانند رسن سحرهء فرعون بر عرصهء روزگار خود را بزرگاطوار و نيككردار نموده ، صف همسرى و راه سرورى با موساى وقت پيمودهاند و سحرهاى خود را بر معجزهء موسى افزودند ، در پردهء غيرت خويش پوشيده و پنهان دارد و اين پوشيدن و در چشم خلايق نكوهيدن از كمال محبّت و فرط غيرت است ، نه از راه طرد و عيرت « 2 » است .
[ 3809 ]
نقشها را مىخورد صدقِ عصا * چشمِ فرعون است پُرگرد و حصا « 3 »
يعنى : آخر حال آن رسن كذب را عصاى صدق در شرق « 4 » فنا و در كام هبا مىاندازد ؛ و آن نقش و رسن را ويران مىسازد ؛ و در گوش هوش آن ساحران « 5 » آوازهء
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ
مىاندازد و چشم فرعون را پرگرد « 6 » و حصا مىسازد .
[ 3811 ]
با مسلمانان به كافر وقت كَر * و انگشت او با مسلمانان به فر
يعنى : هنگام حمله كردن بر كافران ، با مسلمانان رفيق بود ؛ و وقت برگشتن ، برنمىگشت و فرار نمىنمود .
ايثار كردن صاحب موصل آن كنيزك را [ به خليفه ]
[ 3853 ]
عشق بحر و « 7 » آسمان بر وى كفى * چون زليخا در هواىِ « 8 » يوسفى
هامش
( 1 ) . ش : عصائى .
( 2 ) . ش : عبرت .
( 3 ) . س : عصا .
( 4 ) . ش : شدق .
( 5 ) . س : ساحر ساحران .
( 6 ) . س : كرده .
( 7 ) . ش : - و .
( 8 ) . ش : هوائى .