تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و نيز بنده هم بر جنس خود كه مختار است قادر است و باوجود اين قدرت از بنده نيز قدرت مسلوب نمىشود كه مثلا قدرت زيد بر عمرو « 1 » نافى اختيار عمرو « 2 » گردد . پس قدرت حق بر بنده نيز نافى اختيار بنده نباشد . [ 3225 ]
هر روش هر ره كه آن محمود نيست * عقبهء او مانعى و رهزنى است
يعنى : هر راهى كه آن راه غير محمود است ، نزديك انبيا و اصحاب آن و نزديك اوليا و احباب آن ، همون راه عقبه و مانع راه
/ B 921 /
حق است ؛ و گمراهان و مقلّدان آن عقبه و رهزن آن راه « 3 » را راه قرار داده ، از شاهراه - كه موصل درگاه است - برگشته ، به سوى آن عقبه رفته‌اند . [ 3226 ]
آن روش خصم و حقودِ آن شده‌ست * تا مقلّد در دو ره حيران شده‌ست
[ 3227 ]
صدقِ هر دو ضد بيند در طريق * تا رود در راه خوش‌خوش هر فريق
يعنى : آن راه كه باطل است ، خصم و منكر [ بر ] آن « 4 » است كه آن راه حق است تا آنكه مقلّد از رفتن راه حيران مانده است كه به سوى كدام راه رود . چرا كه سرمهء شناخت حق و باطل در ديدهء او نيست تا در ميان حق و باطل امتياز كند . [ 3128 ]
معنى قرآن ز قرآن پُرس و بس * وز كسى كآتش زده‌ست اندر هوس
چون بعضى آيات قرآن مفسّر بعض است ، پس معنى قرآن از قرآن بپرس يا از كلام كسى كه آتش عشق در خرمن هوا و هوس زده است و مرتبهء « موتوا قبل أن تموتوا » پيدا كرده است مانند نبىّ و ولىّ ؛ و آن كلام عبارت از حديث و قول صحابى است ؛ و اگر در اين اقوال مذكوره ، صورت مسئله را نيابى ، پس تأويل و قياس را كارفرمايى « 5 » كه از اين اصول ثلاثه استخراج نمايى « 6 » و ما سواى اين طريق تبديل است كه هواى نفس و فريب
هامش
( 1 ) . س ، ش : عمر . ( 2 ) . س ، ش : عمر . ( 3 ) . ش : - آن راه . ( 4 ) . س ، ش : + راه . ( 5 ) . ش : كارفرماى . ( 6 ) . ش : نماى .