تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
[ 3089 ]
حاكمى بر صورتِ بىاختيار * هست هر مخلوق را در اقتدار
[ 3090 ]
تا كشد بىاختيارى صيد را * تا برد « 1 » بگْرفته گوش او « 2 » زيد را
[ 3091 ]
ليك بىهيچ آلتى صنعِ صمد * اختيارش را كمندِ او كند
[ 3092 ]
اختيارش زيد را صيدى كند * بىسگ و بىدام در / A 921 / قيدى كند
در اين ابيات ، دليل است بر اثبات اختيار بنده كه حكومت و قدرت بر ذاتى كه آن ذات مضطرّ و بىاختيار است ، جميع مخلوقات را حاصل است كه هر مخلوق بر شجر و حجر كه غير مختارند تواند تصرّف نمود ؛ و زيد را كه آن زيد مغلوب و مقهور است نيز گوش آن زيد را گرفته ، تواند ربود . پس بنده قادر است بر ذاتى كه آن ذات غير مختار « 3 » است و حق تعالى حاكم و قادر است بر ذاتى كه آن ذات مختار است . « 4 » پس اگر جميع مخلوقات مجبور و غير مختار باشند ، پس در ميان قدرت بنده و قدرت حق هيچ فرق نباشد ، چنانچه حق را قدرت است بر مجبور ، بنده را نيز قدرت است بر مجبور ؛ و اگر بنده مختار باشد ، پس در اين صورت حق تعالى را قدرت بر مختار باشد و بنده را قدرت بر غير مختار باشد . بر اين تقدير ، فرق در ميان قدرت حق و قدرت بنده حاصل آيد . [ 3096 ]
قدرتِ تو « 5 » بر جمادات از نبرد * كى جمادى را از آنها نفى كرد
[ 3097 ]
قدرتش بر اختيارت آن‌چنان * نفى نكْند اختيارات را از آن
در اين ابيات ، الزام حجّت دهرى است . تقرير حجّت او آنكه اگر بنده در فعل خويش قادر و مختار باشد ، پس قدرت حق را در فعل بنده هيچ اثر ظاهر نمىشود و « 6 » اگر بنده مجبور بود ، پس در آن فعل حق را تأثير بود . پس در جواب آن حجّت مىفرمايند كه چون قدرت تو كه بر جمادات است ، نافى جماديت آن جمادات نيست و باوجود اين ، قدرت تو بر جمادات ثابت است ، پس قدرت حق بر اختيار تو چگونه نافى اختيار تو باشد ؟ !
هامش
( 1 ) . ش : ببرد . ( 2 ) . ش : - او . ( 3 ) . ش : مختار . ( 4 ) . ش : - و حق تعالى . . . است . ( 5 ) . ش : حق . ( 6 ) . ش : - و .