و حلم حق نمىبود ، هرگز قول ابليس را نمىشنود .
فرمودن پادشاه اياز را كه اختيار كن از [ عفو و مكافات ]
[ 2124 ]
از پىِ مردمربايى هر دو هست * شاخِ حلم و خشم از عهدِ الَسْت
[ 2125 ]
بهر اين لفظِ « الَسْتِ » مستبين * نفى و « 1 » اثبات است در لفظى قرين « 2 »
[ 2126 ]
زانكه استفهامِ / B 421 / اثباتيست اين * ليك در وى لفظِ لَيسَ شد دفين
چون همزهء استفهام در
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
براى اثبات و اقرار ربوبيت است و « ليس » براى انكار ربوبيت است ، پس در شجرهء كلمهء
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
دو شاخ متّصلاند : شاخ غضب و قهر ، و شاخ رأفت و مهر . شاخ رأفت و مهر به اعتبار آنكه در آن كلمهء اثبات و اقرار ربوبيت است و مقتضاى اقرار ربوبيت مهر و تربيت است ؛ و شاخ « 3 » قهر و غضب بنا بر آنكه انكار ربوبيت است و نتيجهء انكار ربوبيت و ثمرهء آن انكار غضب و قهر است .
« من لم يشكر على نعمائى و لم يصبر على بلائى و لم يرض بقضائى فليطلب ربّا سواى » 222 عبارت از آن غضب است .
تقرير خام اين كلام اين است و آنچه كه « 4 » پخته و متين است ، در پردهء غيب مستور و دفين است ؛ و اين شراب جام عام است و آنچه كه مستور است ، شراب جام كرام است و ليكن خاك را از جرعهء شراب جام كرام نيز نصيب و انعام است « و للأرض من كأس الكرام نصيب . »
تعجيل فرمودن پادشاه اياز را كه زود اين حكم را به فيصل رسان
[ 2138 ]
دست در كرده درونِ آبِ جو * هريكى ز ايشان كلوخى خشك جو
هامش
( 1 ) . س : - و .
( 2 ) . س ، ش : دفين .
( 3 ) . س : + و .
( 4 ) . ش : - كه .