تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
است . پس خونبهاى نفس قاتله « 1 » بر حلم حق است . يا مراد آن است كه خونبهاى نفس قاتله بر حلم حق است كه حلم حق آن گناه را بر ذمّهء خود خواهد گرفت و آن قاتل را از عذاب و نكال آخرت خلاص خواهد نمود و خون‌بهايى كه حقّ العبد است بر عاقلهء قاتل است ، چنانچه در دفتر ششم مىفرمايند :

در حكايت صوفى و قاضى

[ 1511 ]
در حدّ و تعزير قاضى هركه مُرد * نيست بر قاضى ضمان كاو نيست خُرد « 2 »
[ 1512 ]
نايب « 3 » حق است و سايهء عدل حق * آينهء هر مستحِق و مستحَق
[ 1514 ]
چون براى حق و روز آجله‌ست * گر خطايى شد ديت بر عاقله‌ست
[ 1515 ]
عاقله او كيست دانى هست حق * سوى بيت‌المال برگردان ورق « 4 »
پس خونبهاى جرم نفس قاتله ، بر حلم حق و بر عاقلهء قاتل است . [ 2103 ]
ساقى حلم ار نبودى باده‌ريز * ديو با آدم كجا كردى ستيز
يعنى : اگر ساقى حلم حق باده‌ريز و مستىانگيز نبودى ، آدم عاصى و ناسى اوامر و « 5 » نواهى نگشتى و ديو با او ستيز و ريو ننمودى . [ 2104 ]
گاهِ علم آدم ملائك را كه بود * اوستادِ « 6 » علم ، نقّادِ نقود
[ 2105 ]
چونكه در جنّت شرابِ حلم خورد * شد ز يك بازىِ شيطان روى زرد
يعنى : هنگام عرض حلم و دانش آدم كه ملائك را اوستاد اجناس علوم و نقّاد « 7 » نقود دانش و فنون بود ، چون بر نطع بهشت به شراب حلم حق مخمور و به بادهء عفو مغرور گشت ، از بازى ابليس ، بندهء نفس و هوا و شرمندهء درگاه خدا شد ؛ و اگر آدم را اميد عفو
هامش
( 1 ) . س : قاتل . ( 2 ) . س ، ش : خورد . ( 3 ) . س : نايت . ( 4 ) . اين چهار بيت از دفتر ششم مثنوى است . ( 5 ) . س : - و . ( 6 ) . س : اوستادى . ( 7 ) . س : + و .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 291 | على اوجبى / محمد نعيم