تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
يعنى : پالودهء اين تكبّر ناليسيده گير كه پالودهء هستى و تكبّر ، زهر قاتل است اگرچه شيرين و خوشگوار است كه در آن تكبّر با حق سبحانه شركت جويى و با خلق اللّه سرورى و افتخار است و ليكن زهر قاتل است كه مانند ابليس
إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
را سزاوار و قابل است . [ 1966 ]
زانكه زين پالوده مستيها بوَد * پوستين و چارق از يادت رود « 1 »
يعنى : ترك اين پالوده واجب است ، به سبب آنكه از اين پالوده مستيها افزايد و آن مستى ياد چارق و پوستين - كه عبارت از ماء و طين است - از دل تو بربايد . « 2 » [ 1972 ]
دور اين « 3 » خصلت ز فرهنگِ اياز * كه پديد آمد نمازش بىنياز
يعنى : نسيان چارق و پوستين - كه آن چارق و پوستين به جاى ماء و طين است - دور از خصلت اياز است كه آن اياز از هستى و تكبّر پاك و برى است كه هستى و تكبّر ، سرمايهء دوزخى و آذرى است . [ 1973 ]
او خروسِ « 4 » آسمان بوده ز پيش * نعره‌هاى « 5 » / B 321 / او همه در وقتِ خويش 219
يعنى : آن اياز ، خروس آسمانى است كه ورد و دعاى او در وقت خويش است كه در جميع اوقات ، ياد چارق و پوستين او را در پيش است ، نه آنكه در وقت بيچارگى و گناه به ورد نيستى عذرخواه است . [ 1974 ]
اين خروسان از وى آموزند بانگ * بانگ بهر حق كنند نه بهر دانگ
يعنى : اين خروسان - كه عبارت از طالبان حق‌اند - بانگ ورد نيستى از آن اياز آموزند كه جميع طلّاب تابع اويند ، در سلوك اقتدا از او مىجويند . مراد از اياز ، نبىّ و ولىّ است .
هامش
( 1 ) . س : بود . ( 2 ) . س : برآيد . ( 3 ) . س : زين . ( 4 ) . س ، ش : خروسى . ( 5 ) . ش : نعرهاى .