[ 1975 ]
صبح كاذب آيد و بفْريبدش * صبح كاذب عالَم [ و ] نيك و بدش
[ 1976 ]
اهل دنيا عقلِ ناقص داشتند * تا كه صبح صادقش پنداشتند
مراد از « صبح كاذب » جاه و مال است كه اهل دنيا مال و جاه را صبح صادق انگاشته ، بانگ تباه را بانگ فلاح پنداشتند و صد هزاران سالكان را راهزن گشتند كه مال و جاه را حسن عاقبت و محمود العافية فهميدهاند و قبوليت حق در گشايش اسباب دنيا و در كثرت مال و جاه گمان بردند .
[ 1993 ]
مبتلا چون ديد تأويلاتِ رنج * بُرد بيند ، كى شود او ماتِ رنج
[ 1994 ]
صاحبِ تأويل ، ايازِ صابر است * كاو به بحر عافيتها ناظر است
مراد از « تأويل » صرف كلام به سوى غير ظاهر است .
يعنى : مبتلاى بلا چون رافع و صارف آن بلا ديد ، پس البتّه در رفع و صرف آن بلا خواهد كوشيد و بدان رنج مبتلا نخواهد ماند .
حواله كردن پادشاه قبول توبهء نمّامان « 1 » و حجرهگشايان [ و سزا دادن ايشان به اياز ] 220
[ 2099 ]
« من هنا يشفع » 221 به پيش علمِ او * لاابالىوار الّا حلمِ او
يعنى : هيچكس شفيع و عذرآرنده و بهانهكننده نيست مگر حلم او كه شفيع مطلق است ؛ و شفاعت حلم او در روز قيامت ، باقى و برحق است .
[ 2101 ]
خونبهاى جرمِ نفسِ قاتله * هست بر حلمش دِيَت بر عاقله
يعنى : قتلى كه از روى سهو واقع شود ، خونبهاى گناه نفس قاتله - كه
/ A 421 /
عبارت از ديت است - بر عاقله است و مراد از « عاقله » بيتالمال است و مال بيتالمال مال حق
هامش
( 1 ) . س ، ش : توبهنمايان .