[ 1788 ]
مرگ اصغر ، مرگِ اكبر را زدود 215 * حشر اصغر ، حشر اكبر را نمود
يعنى : خواب و بيدارى ما بر صورت مرگ و حشر گواه است كه نوم « أخ الموت » است و يقظه « أخ الحشر » است ، چنانچه در صورت بيدارى خيال و خطراتى
/ A 221 /
كه در وقت خواب از خاطر محو گشته ، در وقت بيدارى همان خطرات درون محشور مىشوند ؛ همچنين خيال و خطرات كه در عالم زندگانى در باطن مخطور است و در آن خطره بميرد ، همان خطرها در روز محشر در دست هر واحد از زهّاد و فجّار عبور خواهند نمود ، « كما تعيشون تموتون و كما تبعثون تحشرون . » 216
[ 1789 ]
ليك اين نامه خيال است و نهان * آن شود در حشرِ اكبر بس عيان
[ 1790 ]
اين خيال اينجا نهان پيدا اثر * زين خيال آنجا بروياند « 1 » صُوَر
ليكن اين نامه كه در وقت بيدارى است ، خيال و خطراتى كه در آن نامه مسطور خواهد بود ، در خاطر آن بيدار مخفى و مستور خواهد بود كه آن خطر بىمزاولت عمل و بىمباشرت فعل ظهور نخواهند نمود . مثلا خيال صوم و صلوات و يا خطرهء معصيت و جنايات بىمباشرت عمل ظهور نخواهد نمود ، بهخلاف نامهء خيال كه در روز حشر در دست اهل فسق و صلاح خواهد بود ، ظاهر و آشكارا خواهد بود . چرا كه صاحب آن خيال ، به صورت آن خيال محشور خواهد شد . مثلا خيال حريص بهصورت خوك و سگ ، و ظالم بهصورت مار و دد محشور خواهد شد . زيراكه اصرار بر خيال و خطرات معصيت از جمله معصيت است . پس آن خطرات را « 2 » از جملهء اعمال و افعال خواهند نوشت ؛ و على هذا القياس ساير خيالات . پس خيالات بيدارى مخفى و مستور خواهند بود و خيالات روز حشر ظاهر و آشكارا خواهند بود كه آنچنان مرئى و محسوس خواهند نمود .
هامش
( 1 ) . ش : برويانده .
( 2 ) . س : - را .