[ 1316 ]
اين « الم » و « حم » حروف * چون عصاى موسى آمد در وقوف
[ 1317 ]
حرفها ماند بدين حرف از برون * ليك باشد در صفاتِ اين زبون
يعنى : حروف قرآن مانند « الم » و « حم » اگرچه از روى ظاهر مشابه حروف ساير كتباند ، امّا از روى حقيقت در ميان حروف قرآن و حروف ساير كتب فرقى است بسيار .
چرا كه حروف قرآن مانند عصاى موسى معجزهبخش است و حروف ساير كتب مانند حبالهء سحرهء فرعون است كه حروف قرآن ناسخ و آكل حروف جميع كتب است ، مانند اژدهاى موسى كه آكل حبالهء سحرهء فرعون بود . همچنين صورت شيخ از روى ظاهر ، مشابه صورت توست « 1 » و ليكن از روى حقيقت ، نه به صورت تو مانند است .
در بيان آنكه عطاى حق سبحانه [ موقوف قابليت نيست ]
[ 1546 ]
بىسبب گر عزل يا « 2 » موصول نيست * قدرت از عزلِ سبب معزول نيست
يعنى : دور ماندن و « 3 » معزول شدن از حصول مراد يا موصول شدن و رسيدن بدان مراد اگرچه مربوط به رسن عادت و اسباب است و ليكن قدرت حق سبحانه در خرق و عزل آن اسباب و عادت معزول « 4 » نيست كه حق تعالى را قدرت است كه بىبهانه سبب اشيا را موجود و معدوم گرداند .
[ 1547 ]
اى گرفتارِ سبب بيرون مپر * ليك عزلِ آن مسبّب ظن مبر
يعنى : اى گرفتار رعايت اسباب و اى پايبند عقيلهء اكتساب ! از دايرهء رعايت اسباب و از قيد مراعات اكتساب بيرون مپر كه طريق و سنّت پيغمبر است و ليكن حق تعالى را در عدم عزل اسباب و خرق عادت گمان مبر كه حق تعالى را قدرت
/ B 121 /
خرق عادت و قطع اسباب تمام است .
هامش
( 1 ) . س : بست .
( 2 ) . س : بىسبب گر عز به ما .
( 3 ) . س : - و .
( 4 ) . ش : مقرول .