سبحانه از زبان پيغمبر تا روز قيامت جارى خواهد داشت . « 1 »
[ 1241 ]
تا نخوانى « لا » و « إلّا اللّه » را * در نيابى منهجِ اين راه را
يعنى : تا ما سواى اللّه را نفى نكنى و به حق باقى نشوى ، مقصد اين راه را نيابى كه اصل اين كار نيستى است .
مريدى درآمد به خدمت شيخ
[ 1273 ]
گوشوَر يكبار خندد كَر دو بار * چونكه لاغ املا كند يارى بيار
[ 1274 ]
بار اوّل از ره تقليد و سَوْم * گر همىبيند كه مىخندند قوم
يعنى : گريهء مقلّد مانند خندهء مرد كر و ناشنواست كه مرد شنوا يك مرتبه مىخندد و مرد ناشنوا دو مرتبه مىخندد . مرتبهء اوّل خنده مىكند به تقليد خندهكنندگان كه از سبب خنده كردن و فرخنده شدن ايشان غافل و جاهل است و ليكن به تقليد ايشان او نيز خنده مىكند و مرتبهء دويم « 2 » به سبب خنده كردن آن خندهكنندگان و در اين مرتبه خندهء آن مرد كر تحقيقى است نه تقليدى كه سبب « 3 » خنده را عالم است . پس عمل و كار مريد مانند خندهء كر است كه ابتداى حال غير از تقليد پير نمىداند كه از سرّ عمل آن پير واقف نيست و ليكن در پيروى پير است و در آخر حال اسرار عمل را واقف شده ، در عمل كوشش مىكند ، چونكه نتيجهء آن عمل را دانسته است .
/ B 021 /
[ 1301 ]
اللّه اللّه اللّه اى وافى مريد * گرچه در تقليد هستى مستفيد
[ 1302 ]
تا نگويى ديدم آن شه مىگريست * من چو او بگْريستم كان منكريست
يعنى : اى مريد ! به واسطهء خدا مگو كه من مىگريستم همچو گريهء شيخ كه اينچنين گفتن ، انكار كردن كمالات شيخ است . چرا كه گريهء خود را و گريهء شيخ را - كه بعد از سى
هامش
( 1 ) . س : است .
( 2 ) . س ، ش : دوم .
( 3 ) . س : بسبب .