تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
[ 1187 ]
خوردم و دانه بآوردم نشان * كه ازين نعمت به سوى ما رسان
يعنى : « اداى طاعت » گويا نمودن دانهء بخشش است كه ميوه‌هاى « 1 » بخشش و انعام تو خوردم و نشان آن ميوه به جانب تو آوردم تا از اين جنس انعام باز ما را كرامت فرمايى . [ 1188 ]
پس دعاى خشك هِل اى نيكبخت ! * كه فشانْدِ دانه مىخواهد درخت / B 911 /
يعنى : طاعتى و عبادتى كه مانند دانهء خشك است كه خالى از آب محبّت و اخلاص است كه در آن طاعت غير از خواهش و طلب چيزى ديگر نيست ، بگذار و بهل كه آن طاعت و دعا در كيش عشق نارواست . ( بيت : ) « 2 »
تو بندگى چو گدايان به شرطِ مزد مكن * كه خواجه خود روشِ بنده‌پرورى داند
پس خواهش و طلب در راه عشق دون همّتى است . پس آن‌كس عاشق صادق نيست . چرا كه در راه عشق از غرض گذشتن است . حضرت جنيد فرمودند كه من آن مىخواهم كرد « 3 » كه مرا خواست نباشد . [ 1190 ]
چون‌كه مريم درد بود است دانه نى * سبز كرد آن نخل را صاحب فنى
چون حضرت مريم را درد بود ، نه طلب و خواهش ميوه كه به سوى درخت خرما به واسطهء درد رفته بود ، نه براى ميوه . پس به سبب آن عدم طلب ، حق تعالى بر سر آن مريم ميوهء رطب رسانيد
هُزِّي
« 4 »
إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا .
[ 1191 ]
زانكه وافى بود آن خاتونِ راد * بىمرادش داد يزدان صد مراد
يعنى : چون حضرت مريم وافى و صاحب درد بود ، پس حق « 5 » تعالى در بىمرادى او صد مراد عطا فرمود .
هامش
( 1 ) . ش : ميوه‌هاى . ( 2 ) . س : - بيت . ( 3 ) . ش : - كرد . ( 4 ) . س ، ش : هذى . ( 5 ) . ش : - حق .