تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
جان ايشان از نقص و زوال پاك است . پس آن نقص و زوال « 1 »
/ B 411 /
در ديدهء ما مردم ظاهربين است و ما لهذا الرّسول يأكل و يمشى فى الأسواق و
ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
در شكّ و انكار مىگوييم . [ 692 ]
ماه ما را در كنارِ عزّ نشاند * دشمنِ ما را عدوىِ خويش خواند
ماه - كه عبارت از روح و جان انبيا است - غبار تن و ابر بدن خويش را كه آن ابر تن و غبار بدن ، عدو و دشمن ماست كه ما به سبب آن غبار تن از ديدن آن ماه محجوب مىگرديم ؛ عدو و دشمن خويش خوانده است و اين عدوى خويش خواندن ما را در كنار عزّت نشاندن است كه دشمن ما را دشمن خويش خود خوانده است و گرنه آن ماه از رنگ تعلّق و كثافت ابر منزّه و پاك است و از نقصان و تغيّر فارغ و بىباك است . [ 693 ]
ابر را تابى اگر هست از مه است * هركه مه خواند ابر را او گمره است
يعنى : ابر كه عبارت از جسم و تن است ، اگر آن را روشنى و تابش است ، از پرتوى آن ماه است ، نه كه آن ابر عين آن ماه است . پس هركه ابر را عين ماه پندارد كه عروض ابر را موجب كدورت ماه شمارد ، آن‌كس ضالّ و گمراه است . [ 696 ]
در قيامت مهر و مه معزول شد * چشم در اصلِ ضيا مشغول شد
« ماه » عبارت از ذوات انبيا و اوليا است كه در عالم تقيّد ظهور يافته‌اند ؛ و « مهر » عبارت از ذاتى است كه در عالم تجرّد ثبوت دارد و در روز قيامت ذات ماهى كه مقيّد است ، به مقتضاى
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
آن مقيّد و آن مطلق يك ذات خواهند گرديد و امتياز ميان « 2 » مقيّد و مطلق مسلوب و معزول خواهد شد به فحواى
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
« 3 »
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
چشم رائى « 4 » به سوى اصل ضيا مشغول خواهد شد .
هامش
( 1 ) . ش : - پاك . . . زوال . ( 2 ) . س : - ميان . ( 3 ) . س ، ش : ناظرة . ( 4 ) . س : راى .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 269 | على اوجبى / محمد نعيم