تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
نمىبود ، در ارتكاب افعال قبيحه مر آن صاحب عقل را سرزنش نمىنمود . پس عقل انسان با آن انسان همراه است و ليكن كيفيت وجود او [ و ] معيّت او غير معلوم است .

نمودن جبرئيل - عليه السلام - [ خود را به مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - به صورت خويش ] 200

[ 3760 ]
بر مثالِ سنگ و آهن اين تنه * ليك هست او در صفت آتش‌زنه
[ 3761 ]
سنگ و آهن مولدِ ايجادِ نار * زاد آتش زين دو والد قهر بار
يعنى : تن آدمى مانند سنگ و آهن است از روى ظاهر و صورت و ليكن به اعتبار باطن و معنى پيداكنندهء آتش است ، چنانچه سنگ و آهن موجد و پيداكنندهء آتش است و ليكن اين موجد آتش ظاهرى « 1 » است و آن موجد آتش باطنى « 2 » است كه زايندهء آثارهاى قوى و عجب است . [ 3762 ]
باز آتش دستكارى وصف تن * هست قاهر بر تنِ او شعله‌زن
يعنى : اگرچه آتش سنگ و آهن ، مولود و موجود از آن سنگ و آهن است و ليكن باز به دستيارى تن و قوّت بدن آدمى ، آتش كه از آن سنگ و آهن زاده است بر آن سنگ و آهن آتش‌زن است كه ويران‌كننده و بيخ‌كن آن سنگ و آهن است . [ 3763 ]
باز در تن شعله ابراهيم‌وار * كه ازو مقهور گردد بُرجِ نار
يعنى : باز آن آتش كه به دستيارى تن آدمى ، سنگ و آهن را آتش‌زن است ، همون آتش تن
/ A 701 /
آن آدمى را ويران‌كن است ، مانند نار نمرود كه بر حضرت ابراهيم افروخته بود ، شعله‌زن است . [ 3764 ]
لاجرم گفت آن رسولِ ذو فنون * رمزِ « نحن الآخرون السّابقون »
هامش
( 1 ) . س : ظاهر . ( 2 ) . س : باطن .