تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
[ 3126 ]
اين اسيرانِ « 1 » اجَل را عام داد * نام اميرانِ اجَلّ اندر بلاد
يعنى : آن اسيران و گرفتاران روز اجل و مرگ را نام آن گرفتاران اجل ، مردم عام ، امير اجلّ و بزرگ دادند كه مردم عوام‌الناس ، اسيران روز مرگ را امير اجلّ و بزرگ مىگويند .

قصّهء فرزندان عزير 198

[ 3282 ]
كفر قشرِ خشك رو برتافته * باز ايمان قشرِ لذّت يافته
[ 3283 ]
قشرهاى خشك را جا آتش است / B 401 / * قشرِ پيوسته به مغزِ جان خوش است
[ 3284 ]
مغز خود از مرتبهء خوش برتر است * برتر است از خوش كه لذّت‌گستر است
يعنى : « كفر » قشر خشكى است كه روى توجّه از مغز عشق تافته است . زيرا كه از مغز عشق بهره نيافته است و از حقيقت عشق محروم است و ايمان هم قشرى است كه از عين مغز عشق بهره‌مند نيست . زيراكه مرتبهء عشق ، وراى كفر و ايمان است كه ايمان عبارت از اذعان « 2 » است و گرويدن است و كفر عبارت از عدم اذعان « 3 » است و عشق عبارت از غلبهء محبّت و فرط مودّت است . پس كجا اذعان و كجا فرط محبّت و ليكن او نيز از لذّت مغز عشق بهره‌مند است كه جرعه‌اى از شراب فرط محبّت در كام او رسيده است و ليكن خرابات را نديده است ؛ و مغز - كه عبارت از عشق است - از مرتبهء خوش - كه عبارت از قشر است كه آن قشر به مغز عشق رسيده است و لذّتى از آن عشق يافته است - برتر است كه آن قشر ايمان به جرعه‌اى از شراب عشق مست و خوش است و اين عشق عين شراب است و قشر ايمان از مغز آن شراب بهره‌ياب است .

در تفسير اين حديث كه « إنّى لأستغفر اللّه فى كلّ يوم سبعين مرّة » 199

[ 3300 ]
همچو پيغمبر ز گفت دُرنثار * توبه آرم روز ، من هفتاد بار
[ 3301 ]
ليك اين مستى شود توبه‌شكن * مُنسِى است اين مستى تن جامه‌كن
هامش
( 1 ) . س ، ش : اميران . ( 2 ) . س : اذاعان . ( 3 ) . س : اذاعان .