تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اگر رؤيت اشيا در نوم ، تابع رؤيت اشيا [ در ] روز مىبود ، بايستى كه صور غير مرئى و غير مكرّر در خواب روى نمىنمود . [ 3067 ]
خوابِ آن عامه است نه خود خوابِ خاص * باشد اصلِ اجتباء و اختصاص
يعنى : خوابى كه فرع موت است ، خواب عامّه است كه آن عامّه را خيال روز مرئى و محسوس در آن منام است ، نه خواب مردم خاص كه خواب مردم خاص ، رؤيت حقايق اشيا كما هى است ، نه تابع روز است . [ 3068 ]
پيل بايد تا كه خسبد او سِتان * خواب بيند خِطّهء هندوستان
مراد از « پيل » عارف « 1 » و اصل است كه خفتن عارف به وضع ستان مقرّر و مشروع است تا بدان وضع مشاهدهء انوار علوى و آسمانى نمايد ؛ و خفتن ذاكر و عابد به پهلوى راست قرار داده‌اند كه در آن وضع ، مطالع نور دل و ملاحظ « 2 » آن دل باشد ، و خواب اهل تنعّم و اهل عيش به پهلوى چپ تعيين « 3 » نمودند كه خفتن به پهلوى چپ ، موجب تحليل طعام است . پس عارفى مىبايد كه به ستان خسبد و در آن خواب خطّهء هندوستان حقيقى - كه عبارت از مبدأ و معاد است - مشاهده كند كه آن عارف در روز كه خطّهء هندوستان را ذاكر بود ، آن خيال آن عارف را در خواب روى نمايد . پس ديدن خيال روز ، لايق آن عارف است كه جميع اوقات خويش در خيال مبدأ و معاد صارف است . پس اگرچه آن خيال مبدأ و معاد در روز است ، امّا « 4 » آن خيال از نور ماهتاب و آفتاب چشم روز است .

حكايت آن پادشاه‌زاده [ كه پادشاهى حقيقى به وى روى نمود ] 197

[ 3090 ]
شاديى آمد ز بيداريش پيش * كه نديده بود اندر عمر خويش
هامش
( 1 ) . س : + و . ( 2 ) . س : ملاحظه . ( 3 ) . ش : تعين . ( 4 ) . س : امان .