تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
[ 2296 ]
آن ندامت از نتيجهء رنج بود * نى ز عقلِ روشنِ چون گنج بود
يعنى : ندامت و پشيمانى آن بىعقل ، نه از راه عقل و كياست است كه قباحت را دريافته ، نادم و پشيمان شده است ، بلكه آن ندامت از راه رنج بود كه رنج را كشيده و محنت را ديده ، پشيمان شده است . پس آن بىعقل اگرچه نادم و پشيمان است و ليكن نه عاقل و خرده‌دان « 1 » است كه ندامت و پشيمانى آن بىعقل از راه رنج است ، نه از راه عقل كه آن عقل « 2 » منتبه و قباحت‌سنج است . [ 2300 ]
مىكند او توبه وان پيرِ خِرَد / B 001 / * بانگِ « لَوْ رُدُّوا لَعادُوا » مىزند
يعنى : آن بىعقل توبه و بازگشت مىخواهد و ليكن پيرهاى « 3 » عقل او بانگ
لَوْ رُدُّوا لَعادُوا
مىزنند . يعنى : هرگاه كه باز به حال خويش خواهيد آمد ، اين عذاب را فراموش خواهيد كرد و باز عود به سوى گناهان خواهيد كرد .

تفسير « كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف »

[ 2543 ]
عاقبت اين خانه خود ويران شود * گنج از زيرش يقين عريان شود
[ 2544 ]
ليك آنِ تو نباشد زانكه روح * مزدِ ويران كردنستش اين فتوح
[ 2545 ]
چون نكرد آن كار مزدش هست لا * « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »
چون آخرالامر - كه وقت مرگ است - آن خانهء تن ويران خواهد شد ، پس بعد از آن از زير آن خانه گنج حقايق معرفت اشيا كما هى ظاهر خواهد شد و ليكن آن گنج براى تو نخواهد بود . چرا كه روح تو در ويران كردن آن خانه قوت دست « 4 » عمل و پاى سعى صرف نكرده است . پس روح تو از آن گنج محروم خواهد ماند . چرا كه نيست مر روح و
هامش
( 1 ) . س ، ش : خورده‌دان . ( 2 ) . س : - كه آن عقل . ( 3 ) . ش : پرهاى . ( 4 ) . ش : درست .