تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

مژده دادن ابو يزيد بسطامى [ از زادن ابو الحسن خرقانى ] 187

[ 1827 ]
كه محمّد گفت : بر دستِ صبا * از يَمَن مىآيدم بوىِ « 1 » خدا
[ 1828 ]
بوىِ رامين مىرسد از جانِ ويس * بوىِ يزدان مىرسد هم از اويس « 2 »
[ 1829 ]
از اويس و از قَرَن بويى عجب * مر نبى را مست كرد و پُرطرب 188
يعنى : پيغمبر خدا گفت كه به سوى من از جانب يمن از دست باد صبا بوى خدا مىآيد به اين روش « 3 » كه بوى رامين از اويس ؛ يعنى بوى عاشق از جانب معشوق و هم بوى معشوق - يعنى ايزد متعال - از جانب عاشق - يعنى اويس - . حاصل آنكه بوى خدا از وجود اويس از جانب يمن به مشام من مىرسد كه هم بوى اويس و هم بوى خدا به جانب ما مىرسد . چرا كه اويس در ذات حق فانى شده است . پس اويس عين حق و حق عين اويس گشتند .

نقصان اجراى « 4 » جان و دل صوفى از طعام اللّه

[ 1887 ]
بارنامهء « 5 » روح حيوانيست اين * پيشتر ارواح انسانى ببين
يعنى : اين تفاخر و تصرّف روح حيوانى است كه نور پيه دو چشم او به سوى تارك آسمان تابان است و ليكن تصرّف روح انسانى ، سواى اين تصرّف است كه روح انسانى مدرك اسرار الهى
/ A 79 /
و مستخرج حقايق و معانى است ؛ و روح ملكى مهبط انوار وحى الهى و مطرح بوارق تجلّيات نامتناهى است و اين تصرّف از درياى روح جبرئيل است كه وراى استدلال و سواى قال و قيل است . « 6 » [ 1889 ]
بعد از آنت جانِ احمد لب گزد * جبرئيل از بيمِ « 7 » تو واپس خزد
هامش
( 1 ) . ش : بوئى . ( 2 ) . س : ويس . ( 3 ) . س : روشن . ( 4 ) . س : رجرى ؛ ش : زجرى . ( 5 ) . س : بازنامه . ( 6 ) . ش : + كه القاى اين تصرّفات از ذات رب جليل است . ( 7 ) . ش : + جان .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 225 | على اوجبى / محمد نعيم