[ 1645 ]
روز آخر شد ، سَبَق فردا بوَد * رازِ ما را « 1 » روز كى گنجا بوَد
يعنى : روز نوشتن و املاى نمودن آخر رسيد و اظهار اين راز و نياز را روز را گنجايش نيست ، بلكه روزها و سالها بايد .
خطاب با مغروران « 2 » دنيا و گرفتاران نفس
[ 1663 ]
جادويىها را همه يك لقمه كرد * يك جهان پُرشب بُد آن را صبح خَورد
مراد از « صبح » روز مرگ است كه آن روز مرگ ، روز آشكارا شدن حقايق اشيا است و روز ظاهر شدن هر نيك و بد است .
[ 1664 ]
روز ز ان خوردن نشد افزون و بيش * بل همانسان است كو بودهست پيش
يعنى : نور صبح مرگ از خوردن جادويىهاى قيل و قال زياده و افزون نشد ،
/ B 59 /
چنانچه مقتضاى افزونى آكل از خوردن مأكول است ، بلكه آن نور صبح مرگ « 3 » همان روشن است كه پيش از خوردن بود .
[ 1665 ]
در اثر افزون شد و در ذات نه * ذات را افزونى و آفات نه
يعنى : نور صبح مرگ « 4 » يا اژدهاى موسى از خوردن سحرهاى قيل و قال در حق ذات افزون نشد كه در ذات نور صبح مرگ يا اژدهاى موسى زياده و فربه نشد و ليكن در حق ظهور اثر و صفات زياده و افزون گشت كه صفت ظهور تجلّى حق سبحانه در آن روز مرگ افزون گشت . زيرا كه صفت امانت حق بر عرصهء ظهور برآمده ، ارواح عالم اموات را از حضيض كثافت « 5 » و كدورت تعيّن و تشخّص برآورده ، به اوج تقدّس و تنزّه رساند و بر سرير
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
نشاند .
هامش
( 1 ) . ش : - را .
( 2 ) . س : + آن .
( 3 ) . س : مركب .
( 4 ) . س : مركب .
( 5 ) . در هر دو نسخهء « س » و « ش » همه جا « كسافت » آمده است .