ريگ است - در آن جوال پر و آكنده كنى و در آن جوال مرده « 1 » ريگ را پر كرده ، به سوى سلطان برى .
بيان آنكه عارف [ را ] غذا نور حقّ است
[ 1643 ]
عدل قسّام 186 است ، قسمت كردنيست * اى عجب كه جبر نه و ظلم نيست
[ 1644 ]
جبر بودى كى پشيمانى بُدى * ظلم بودى كى نگهبانى بُدى
يعنى : ميل و خواهش هركس كه به سوى جنس خويش است ، مثل ميل هامان به سوى قبطى و ميل موسى به سوى سبطى يا ميل كاه به سوى
/ A 59 /
كهربا و ميل آهن به سوى مقناطيس و ميل خر به سوى كاه و ميل آدم به سوى گندم ، عين انصاف و عدل قسّام است كه آن قسّام به حكمت بالغهء خويش اينچنين قسمت نموده است و هريك را به سوى ديگر ميل فرموده است و حال آنكه در اين قسمت ، نه جبر « 2 » است و نه ظلم . چرا كه اگرچه هر واحد در اين ميل مجبور و غير مختار بودندى ، بايستى كه بعد از ظهور قباحت اين ميل ، پشيمانى نمىنمودندى كه پشيمان شدن در كارها « 3 » علامت اختيار است كه مجبور را در ارتكاب فعل قبيح ، چه جاى ندامت و پشيمانى است كه آن مجبور « 4 » از اختيار خويش معزول و فانى است ؛ و « 5 » همچنين در صورت ظلم كه اگر حق تعالى در افعال خويش ظالم بودى ، بايستى كه هيچكس را حافظ و نگهبان نبودى كه نزديك ظالم رعايت حقوق غير منظور است و عجز عاجزان غير مقبول . پس اگر حق - سبحانه تعالى - ظالم بودى ، نظام عالم بر اين نمط هرگز نبودى . پس نگهبانى حق سبحانه مر نظام عالم را علامت عدل حق است .
هامش
( 1 ) . ش : + ريگ .
( 2 ) . س : چيز .
( 3 ) . س : كارهاى .
( 4 ) . س : + را .
( 5 ) . ش : نه .