پس حصول جميع لذّات معنوى ، فرع محو لذّات صورى است و افزايش نهال جان ، بعد از قمع شاخ لذّات اين جهان « 1 » است .
شرح « 2 » إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ
« 3 »
إِخْوَةٌ
[ 419 ]
فرق « 4 » [ و ] اشكالات آيد زين مقال * ليك نبْود مثلِ اين باشد مثال
يعنى : از اين مقال كه نور انبيا و اوليا مانند نور آفتاباند كه به اعتبار تعدّد صورت و شكل متعدّد و مختلفاند ، امّا به اعتبار ماهيّت و حقيقت واحد و يك ذاتاند ، چنانچه نور آفتاب به اعتبار خانههاى متعدّد « 5 » متغاير و متعدّد است و ليكن
/ A 88 /
وقتى كه آن خانهها را رافع كنى ، همان يك نور نمودار مىشود . « 6 » پس ارواح اوليا و انبيا به سبب تعدّد خانهء تن متعدّد مىنمايند و اگرنه فى الواقع يك روحاند و روح عوام كه مانند انعاماند مختلف الافرادند ، مانند نور چراغ كه در فضاى سرا و باغ است كه نور هر چراغ كه در سراى و باغ است ، مختلف و متعدّد است كه نور اين خانه غير نور آن خانه است . فرق در ميان هر دو روح به اعتبار صور و اشكال ظاهر مىشود كه در مظهر صورت و شكل ، فرق در ميان روح انبيا و در ميان روح ساير الناس ظاهر مىشود كه نور انبيا و اوليا مانند آفتاب است و نور ساير الناس مانند نور چراغ است و اين هر دو نور محسوساند .
پس فرق در ميان روحين به اعتبار صورت و شكل ثابت مىشود و نه به اعتبار ماهيّت كه ماهيّت روحين ممتاز باشد و يكى از ديگرى امتياز يابد ؛ از اين كلام حاصل نمىشود .
چرا كه بيان اتّحاد ارواح مؤمنان و عدم اتّحاد ارواح غير مؤمنان بالكنه در اين جهان محسوس حاصل نمىشود . چرا كه ارواح از مجرّداتاند و اين عالم از مركّبات است . پس مجرّد در لوح مركّب چگونه انطباع « 7 » پذيرد و چگونه فرق را جاى گيرد كه فرق ماهيّت و
هامش
( 1 ) . س : جان .
( 2 ) . س : شره .
( 3 ) . س ، ش : المؤمنين .
( 4 ) . س : قرق .
( 5 ) . س : + و .
( 6 ) . س : + و .
( 7 ) . س ، ش : انتباع .