غرض از سميع و بصير و عليم گفتن خداى را
[ 219 ]
اسم مشتق است ز « 1 » اوصافِ قديم * نه مثالِ علّتِ اولى سَقيم
نزديك حكما ، ذات بارى - عزّ اسمه - متّصف است به صفات قديمه بىتحقّق « 2 » و ثبوت آن صفت مر آن ذات را ؛ يعنى ذات بارى مثلا سميع است بىثبوت صفت سمع و بصير است بىثبوت صفت بصر و عليم است بىثبوت صفت علم و على هذا « 3 » القياس ساير صفات . چرا كه نزديك ايشان ، ثبوت صفات قديمه « 4 » مستلزم تعدّد قدما است و تعدّد قدما ممتنع است .
در جواب ايشان ، حضرت مولوى مىفرمايند كه اسماى الهى مشتقّاند از اوصاف قديمهء حق تعالى ، امّا آن اوصاف نه مانند علّت اولىاند كه از جملهء ذواتاند تا تعدّد آن صفات قديمه ، مستلزم تعدّد قدما گردد ، بلكه تعدّد قدما نزديك ايشان لازم مىآيد . چرا كه قائلاند به قدم ذوات عقول عشره و تعدّد قدما در ذات ممتنع است ، نه در صفات .
گفتن آن جهود علىّ - كرّم اللّه وجهه - را « 5 » [ كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق ، از سر اين كوشك خود را درانداز ] 171
[ 369 ]
چون بدانستى كه شكّردانهاى * پس بدانى كاهْلِ شكّرخانهاى
هامش
( 1 ) . س : - ز .
( 2 ) . س : بىتحقيق .
( 3 ) . ش : هذ .
( 4 ) . س : قديم .
( 5 ) . س : - را .