تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
واحده است ؛ و اين عقيده از فساد باطن ايشان است ؛ و علّت اخرى كه نزديك ايشان عبارت از عقل فعّال است نيز در كينه و آزار او نباشد كه عقل فعّال دست تصرّف و فعل خويش بر وى نتواند رساند . [ 3580 ]
پس عقولِ ماست سايه اى عمو ! * مىفتد چون سايه اندر پاىِ او
يعنى : عقول ما كه مرهون
/ A 87 /
جسم و تن است ، مانند سايه است كه بر پاى زمين افتاده است و به سوى آسمان روى توجّه هرگز ننهاده است . « 1 » [ 3581 ]
مجتهد هرگه كه باشد نَص‌شناس * اندر آن صورت نينديشد قياس
مناسبت اين بيت با ابيات سابق به اعتبار آن است كه عقل از پوست تن كه « 2 » جدا و آواره شده است ، آن عقل به سوى بالا و تجرّد مىرود ؛ و آنكه گرفتار تن است ، راجع به سوى آن تن است ، مانند مجتهد كه از نصّ قرآن - كه اثر وحى است - محروم است كه از ورود وحى بىنصيب است ، رجوع به سوى قياس مىكند . [ 3583 ]
نصّ وحىِ روح قُدسى دان يقين * و آن قياسِ عقلِ جزئى تحتِ اين
[ 3584 ]
عقل از جان گشت با ادراك و فر * روح او را كى شود زيرِ نظر ؟ !
يعنى : نصّ قرآن وحى روح القدس است و قياس كردن در آن نصّ قرآن تصرّف و تدبير عقل است كه آن عقل نور قياس و تدبير را از آفتاب روح القدس مقتبس است كه روشنى عقل مجتهد را از پرتوى نور قرآن است و نور قرآن از نور وحى جبرئيل است . پس عقل مجتهد مقتبس « 3 » نور وحى است و فرّ و بزرگى آن عقل به واسطهء روح و جان است ؛ و روح و جان از دريافت عقل بيرون است ؛ و لهذا
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
پيغمبر خدا را امر شد . [ 3587 ]
عقل اثر را روح پندارد و ليك * نورِ خور از قرصِ خور دورست و نيك
هامش
( 1 ) . در نسخه‌هاى اساس ، اين بيت و شرح آن پس از بيت 3581 آمده است . ( 2 ) . ش : - كه . ( 3 ) . س : مقيس .