به صورت پرنده « 1 » جلوه داد و تاج ظهور آن عقل بر فرق صورت و شكل آدمى نهاد كه جوينده و طالب آن عقل را « 2 » در ذات آدمى نشان داد .
اين مَلَك با عقل چون يك گوهرند * در پى هم همچو دنبال و سرند
[ 3194 ]
آن مَلَك چون مرغ بالوپر گرفت * وين خِرَد بگْذاشت پرّ و فر گرفت
يعنى : چون ملك و خرد يك جوهرند كه هر دو در عالم تجرّد بالوپر مىزنند ؛ پس هركدام آن هر دو در حقّ لزوم مانند دم و سرند كه هر واحد ملازم يكديگرند و ليكن به اعتبار شرف مرتبت عقل مانند سر است و ملك مانند دم است . امّا به اعتبار خلقت ملك مقدّم و مانند سر است كه خلقت ملك از
/ B 67 /
آدم پيشتر است .
[ 3195 ]
لاجرم هر دو مُناصِر آمدند * هر دو خوشرو پشتِ يكديگر شدند
[ 3196 ]
هم مَلَك هم عقل حق را واجدى * هر دو آدم را مُعين [ و ] ساجدى
مراد از « آدم » نور محمّدى است كه در ذات آدم ظهور نمود كه « أوّل ما خلق اللّه نورى » و « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين . » 157 پس عقل و نور محمّدى به صورت آدم ظهور نمود و خميدن و سجده كردن عقل مر آدم را به اعتبار نور محمّدى بود كه آن نور در آدم ظهور نموده بود ، نه آنكه آن عقل صورت آدم را سجده كرده بود و ابليس از اين حقيقت و سرّ آگاه نبود ، لاجرم از سجده كردن آدم انكار نمود . پس فى الحقيقة مسجود له نور محمّد بود ، نه ماء و طين چنانچه ابليس فهميده بود
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ *
را حجّت و برهان پيش آورد .
[ 3260 ]
هرچه از تو ياوه گردد از قضا * تو يقين دان كه خريدت از بلا
[ 3261 ]
ما التصوّف ؟ قال : إتيان « 3 » الفرح * فى فؤاد عند إتيان التّرح « 4 »
هامش
( 1 ) . س : + و .
( 2 ) . س : - را .
( 3 ) . س : انبان .
( 4 ) . س : القرح .