يعنى : حقيقت تصوّف كه عبارت از صفاى خاطر است از ورود نيك و بد ، وجدان فرح است در دل نزديك رسيدن ترح و رنج .
[ 3264 ]
گفت : لا تأسوا على ما فاتكم 158 * إن أتى السّرحان و أردى شاتكم
يعنى : نااميد نشويد « 1 » بر چيزى كه فوت شود آن چيز كه جزاى آن فوت شده به شما « 2 » البتّه خواهد رسيد ؛ اگر بيايد گرگ و هلاك كند شاة شما را پس از يافتن جزا نااميد نشويد . « 3 »
جواب گفتن امير المؤمنين به حمزه رضى اللّه عنه « 4 »
[ 3476 ]
اوليا را داشتى در انتظار * انتظارِ رستخيزت گشت يار
مراد از « اوليا » هادى و رهنمااند ، خواه ولىّ باشد خواه نبىّ .
يعنى : چون هادى و رهنما را در انتظار داشتى كه
/ A 77 /
تخم اجابت دعوت ايشان در زمين دل « 5 » فى الحال نگاشتى و آن اجابت دعوت ايشان را به « 6 » امروز و فردا گذاشتى ؛ پس جزاى آن تأخير و انتظار روز قيامت براى گزيدن تو صورت مار پيدا خواهد شد .
[ 3482 ]
گر تو بىنور آورى حلمى به دست * آتشت زندهست و در خاكستر است
« نور » عبارت از شريعت است كه آن شريعت چراغ راهروان است .
يعنى : حلم و غضب بىميزان شريعت موجب فساد دنيا و آخرت است . مثلا حلم در امر معروف و نهى منكر و تساهل كردن در آن امر معروف و نهى منكر ، آتشى است كه در خاكستر جهالت پوشيده شده است . روزى از گردباد نفس و هوا شعلهء آن غضب آشكار خواهد شد و آن امر معروف و نهى منكر كه به واسطهء نفس و هوا از آن حلم جهالت ظاهر خواهد شد بىموقع و بىجاست كه اعلان و اظهار آن امر معروف و نهى منكر
هامش
( 1 ) . س : نشود .
( 2 ) . س : فوت شده بشمان .
( 3 ) . س : نشود .
( 4 ) . ش : - به حمزه رضى اللّه .
( 5 ) . س : ولى .
( 6 ) . ش : بر .