تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
يعنى : دل هيچ بنده نمىبيند كه منفذ و مدخل خيال كه در خاطر او مىگذرد ، چه چيز است و كدام راه آمدورفت آن خيال است . چرا كه اگر ديدن منفذ و مدخل خيال همه كس را دسترس بودى ، پس آن‌كس البتّه راه خيال را مسدود ساختى و ابليس هم به سوى اغواى آن‌كس « 1 » راه نيافتى « 2 » و همه كس راه « 3 » خطرات را مسدود ساخته ، بر ابليس غالب گشتى . « 4 »
نوميد شدن انبيا - عليهم السلام « 5 » - از قبول نصيحت
/ A 67 /
[ 3080 ]
نفسِ اوّل راند بر نفسِ دُوم * ماهى از سر گَنده باشد نه ز دُم
مراد از « نفس اوّل » نفس كلّ كه موجد عقول و نفوس است يا « 6 » كافران و منكران كه سابق بودند . يعنى : نفس اوّل - كه عبارت از نفس كلّ يا ذوات منكران است - روش و طريق خود را بر نفس دويم رانده است كه نفس دويم طريق و سنّت نفس اوّل بر خود لازم ساخته است . پس انكار « 7 » اين جماعت از زمان اوّل است كه آبا و اجداد ايشان منكر رسالت و نبوّت بودند . پس متابعت و پيروى آبا و اجداد خويش نمودند . پس گندگى اين جماعت از قديم و از سر است و انكار اين جماعت از ميراث جدّ و پدر است .

ديدن خواجه غلام [ خود را ] سپيد « 8 » و ناشناختن [ كه ] اوست « 9 » 156

[ 3193 ]
چون مَلَك با عقل يك سر رشته‌اند * بهر حكمت هر دو صورت گشته‌اند
يعنى : ملك و عقل يك جوهرند و ليكن براى حكمت و مصلحت حق تعالى ملك را
هامش
( 1 ) . س : + البته . ( 2 ) . س : نيافتنى . ( 3 ) . س : را . ( 4 ) . س : گشته . ( 5 ) . س : عليه السلام . ( 6 ) . س : + مراد . ( 7 ) . س : انكاره . ( 8 ) . س : سپند . ( 9 ) . س ، ش : او .