احسان سرنگون مىشود كه « الإنسان عبيد الإحسان » 155 واقع است ؛ و معبد و مسجد مرد لئيم رنج و سقم است و بدان رنج و سقم سر فرومىنهد .
[ 2995 ]
لاجرم حق هر دو مسجد آفريد * دوزخ آنها را و اينها را مزيد
مراد از « مسجد » جاى سجده كردن و سر نهادن ، است نه مسجد مصطلح مراد است .
يعنى : لئيم و كريم را حق سبحانه جاى انقياد و سر نهادن دوزخ و بهشت آفريده است كه نار جاى سر نهادن لئيم است و بهشت جاى سر نهادن كريم است .
بيان آنكه حق تعالى [ صورت ] ملوك را [ سبب ] مسخّر كردن [ جبّاران ساخته است ]
[ 3003 ]
گربه باشد شحنهء « 1 » هر موشخو * موش كه بود تا ز شيران ترسد او
يعنى : لايق پادشاهى و قابل فرمانروايى هر موشخو گربه است نه شير ؛ و نيز هراس موش از گربه است نه از شير . چرا كه شير از خوردن موش پاك است . پس موش از هراس شير دور و بىباك است .
[ 3005 ]
« ربّ أعلى » هست وِردِ آن شهان * « ربّ أدنى « 2 » » هست وِردِ ابلهان
يعنى : ورد آن پادشاهان دين ، ربّ و معبودى است كه آن ربّ و معبود اعلى و برتر از همهء ما سواست و ربّ و معبود اين ابلهان دنيا ربّ و معبودى است كه مرئى « 3 » و محسوس است كه هرچه موجود و نقد است « 4 » خود مىدانند .
[ 3008 ]
بس كن ار شرحى « 5 » بگويم دوردست * خشم گيرد مير و هم داند كه هست
هامش
( 1 ) . س : شهنه .
( 2 ) . س : ارنى .
( 3 ) . حاشيهء « ش » : در نسخهء صحيحه « ربّ ادنى » به دال واقع شده ؛ اين محشّى « ربّ ارنى » به راء يافته ، توجيه نموده است و بههيچوجه راست نمىآيد . « مير نور اللّه ، سلّمه اللّه » .
( 4 ) . س : - اين ابلهان . . . است .
( 5 ) . س ، ش : شرح .