در بيان وخامت آن مرغ كه ترك حزم كرد از حرص و هوا
[ 2872 ]
گفت : إن عدتم كذا عدنا كذا 154 * نحن زوّجنا الفعال بالجزا
يعنى : اگر اعاده خواهيد كرد شما در ارتكاب افعال قبيحه ، اعاده خواهم كرد من به جزا دادن آن افعال قبيحه ، گويا كه ما جفت كرديم افعال قبيحه را به جزاى قبيحه « 1 » و افعال حسنه را به جزاى حسنه .
كه ز اشكِ چشم مىروييد نبت * كه چرا اندر جريده « لا » ست ثبت
يعنى : از گريهء چشم آن آدم گياه و نبات روييده كه حق تعالى در قرآن مجيد كلمهء
لا تَقْرَبا *
براى چه ايراد فرموده است يا براى نهى كردن شجرهء گندم كه قوت « 2 » مردم است ، يا مراد از شجره غير گندم است چنانچه منقول از بعض علما است كه مراد از شجره كه منهىّ عنه است آن علم است كه غير مقرون به عمل است ؛ چون ابليس قسم خورد كه نهى نكرده است حق سبحانه از خوردن اين شجرهء گندم مگر براى آنكه از خوردن اين گندم شمايان هميشه و جاويد خواهيد « 3 » ماند ؛ قسم ابليس مبيّن و مرجّح آن شد كه مراد از شجرهء منهىّ عنه شجرهء گندم است نه چيزى ديگر ؛ و به سبب قسم ابليس « 4 » ، حضرت آدم مرتكب خوردن « 5 » خوشهء گندم گشتهاند .
[ 2993 ]
معبد مردى كريم « أكرمتَه » « 6 » * معبد مردى لئيم « أسقمتَه » « 7 »
[ 2994 ]
مر لئيمان را بزن تا سر نهند « 8 » * مر كريمان را بده تا بر دهند « 9 »
يعنى : معبد و مسجد مرد كريم « 10 » اكرام كردن و توقير پيش آوردن اوست كه بدان
هامش
( 1 ) . ش : - را به جزاى قبيحه .
( 2 ) . س : وقت .
( 3 ) . س : خواهد .
( 4 ) . س : ابليسيت .
( 5 ) . س ، ش : خون .
( 6 ) . س ، ش : اكرمه .
( 7 ) . س ، ش : اسقمه .
( 8 ) . س : سر نهد .
( 9 ) . س : بدهند ؛ ش : تا زر نهند .
( 10 ) . س : + و .