تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
آن كلك دل را به سوى فيض مىگرداند و گاهى به سوى بسط ، چنانچه در حديث است : « قلب المؤمن بين إصبع من أصابع الرحمن يحول كيف يشاء . » 151 [ 2781 ]
اين حروفِ حالهات « 1 » از نسخِ اوست * عزم [ و ] « 2 » فسخت هم ز عزم و فسخِ اوست 152
يعنى : اين حروفها و خطوطها كه به منزلهء احوال قلم‌اند ، از نوشتن دو اصابع قهر و لطف پيدا شده است ؛ و عزم و فسخ تو اى قلم ! به سبب عزم و فسخ آن اصبع است كه در آن عزم و فسخ و حركت و سكون قلم تابع انگشت است . [ 2780 ]
جمله قصد و جنبشت « 3 » زين « 4 » اصبع است * فرق تو در چارراهِ مَجمع است
يعنى : تمام « 5 » قصد و جنبش تو اى قلم ! از اين اصبع واقع « 6 » است كه سر و فرق تو اى قلم ! در ميان چارراه است كه آن چارراه از جمع شدن آن اصبع پيدا شده است . [ 2784 ]
آنچه در خرگوش و پيل 153 آويختند « 7 » * تا ازل را با ابد آميختند « 8 »
يعنى : آن مثل كه در حقّ انبيا و رسل به خرگوش و پيل بيان گرديد
/ B 47 /
اى منكران ! آن مثل را محض بىجاى و بىمناسب آورديد ؛ گويا كه ازل را با ابد جمع كرديد و كار را دور و دراز پيش برديد . [ 2786 ]
آن مَثَل آوردن ، آنِ حضرت است * كه به علمِ سرّ و جَهر او آيت است
يعنى : مثل آوردن ، كار حضرت بىچون است كه آن حضرت در بيان و اظهار مثل رهنمون است به كار شمايان . « 9 »
هامش
( 1 ) . ش : حالت . ( 2 ) . س : - و . ( 3 ) . س : جنبتت . ( 4 ) . س ، ش : اين . ( 5 ) . س : + و . ( 6 ) . س : دافع . ( 7 ) . ش : آويخته‌اند . ( 8 ) . ش : آميخته‌اند . ( 9 ) . س : نكار شمان‌يان .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 173 | على اوجبى / محمد نعيم