تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

تضرّع كردن آن شخص از داورى داود - عليه السلام

[ 2401 ]
خوى دارم در نماز آن التفات * معنىِ « قرّة عينى فى الصّلات »
يعنى : آن التفات و رجوع كه براى اظهار اسرار غيب به سوى حق است ، خوى و عادت من در آن اظهار اسرار در صورت نماز و خلوت است كه نقد حضور و شهود ما را در خلوت و نماز حاصل است ، نه « 1 » در غير خلوت و نماز ؛ و حديث رسول كه « حبّب إلىّ من دنياكم ثلاثة : الطيب و النساء « 2 » و قرّة عينى فى الصلاة » 148 واقع است ، مراد از « قرّة عينى فى الصلاة » همين التفات در نماز است كه شهود و روشنى چشم در آن نماز است . [ 2409 ]
رفتنم سوى نماز و آن خلا * بهر تعليم است ره مر خلق را
[ 2410 ]
كج نهم تا راست گردد اين جهان * حَرْب خُدعه 149 اين بوَد اى پهلوان
يعنى : من در اظهار اسرار خلوت و نماز را
/ B 27 /
بهانه ساخته‌ام ؛ به اظهار آن اسرار بالفور و يكايك نپرداخته‌ام تا مدّعى آن كار و اهل جهان راست گردند و تصديق قول من بكنند و بدانند كه به كوشش و جهد اين اسرار را در خلوت و نماز برآورده‌ام و از طرف خود نگفته‌ام و از راه وحى حق حاصل كرده‌ام و براى خدعه اين جنگ يك دو روزى درنگ نموديم و الّا نه مرا نور حضور در خلأ و ملأ برابر است و بر من سرّ اين كار و واقعه اظهر است ؛ و از اين كلام وهم آن نشود كه حضرت داود از قيد خلوت و نماز بىنياز است و براى تعليم خلق و رهنماى آن خلق خلوت‌ساز است . چرا كه اگرچه در بعض امور از خلوت و نماز بىنياز است و ليكن در امور ديگر محتاج خلوت و نماز است و اگر هيچ احتياج خلوت و نماز نمىبود « كلّمينى يا حميرا ! » و « أرحنا يا بلال ! » آن ختم نبوّت و كمال براى چه مىفرمود ؟ ! و « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » 150 كه دالّ است بر عدم استواى « 3 » جميع اوقات براى چه اظهار مىنمود ؟ ! پس اختلاف نور حضور به قدر اختلاف اوقات مقرّر و ثابت است ، چنانچه تابش آفتاب به حسب تفاوت
هامش
( 1 ) . س : - نه . ( 2 ) . س : الناء . ( 3 ) . س ، ش : + و .