تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
[ 2077 ]
هر نفر را بر طويلهء خاص او * بسته‌اند اندر جهانِ « 1 » جست‌وجو
[ 2078 ]
مُنتصَب بر هر طويله رايضى * جز به دستورى نيايد رافضى
دليل است بر اينكه در آن بارگاه ، اهل زمان و مكان را راه نيست . چرا كه در راه سلوك و در جهان جستجو هر واحد از جنس ابدال و اوتاد منتصب و قائم‌اند . براى آنكه هر واحد را كه براى طلب حق تعالى سالك است ، آن هر واحد را در مقام خويش نگاه دارند
/ A 17 /
و پيش از مقام او كه براى او حق سبحانه مقرّر « 2 » ساخته است ، هرگز نگذارند كه هركس به حسب استعداد خويش در آن مقام قائم باشد . ( بيت : )
هست در اين دايرهء لاجورد * مرتبهء مرد به مقدار مرد
پس هركه در مقامى قائم است . پس آن‌كس متحيّر است از نايافت آن مقام كه فوق آن مقام است و او را در ثبوت آن مقام نيز حيرانى تمام است .

باز پيش رفتن دقوقى به امامت قوم

[ 2133 ]
زين بتان خلقان پريشان مىشوند * شهوتى رانده پشيمان مىشوند
[ 2134 ]
زانكه شهوت بر خيالى « 3 » راندند * و ز « 4 » حقيقت دور تر واماندند
[ 2135 ]
با خيال مَيْلِ تو چون پَر شود * تا بدان پَر بر حقيقت بر شود
[ 2136 ]
چون براندى شهوتى ، پَرّت بريخت * لنگ گشتى وان خيال از تو گريخت
يعنى : جميع مردم به سبب تعشّق صور مجازى پريشان‌اند كه شهوت و قوّت خويش بر آن صور مجازى مىرانند . چرا كه ميل و قصد مردم مانند بال‌وپر است كه آن بال‌وپر به سوى آشيانهء « 5 » نه حقيقى رهبر است و ليكن چون آن بال‌وپر را در خيال صرف كردند ،
هامش
( 1 ) . س : جهانى . ( 2 ) . ش : + و مثبت . ( 3 ) . س ، ش : خيال . ( 4 ) . ش : در . ( 5 ) . س : اشياىنه .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 166 | على اوجبى / محمد نعيم