پس آن بالوپر را در آن خيال گويا شكستهاند و راه رفتن به سوى اصل خيال و منشأ آن خيال - كه عالم ايجاد است - بستهاند كه از صانع به سوى مصنوع و از كلّ به سوى جزء رفتند و بر آن جزء شهوت را - كه مانند بالوپر است - ريختند .
[ 2137 ]
پَر نگهدار و چنين شهوت مران * تا پَرِ مَيْلَت بَرَد سوى جِنان
يعنى : پرهاى خويش را در تصوّرات زخارف دنيا ضايع مكن و گرد اين عجوز مگرد و شهوت و قوّت خويش مانند مرد محتلم بر اين عجوز ضايع مكن
/ B 17 /
تا بدان بالوپر به سوى حوران بهشت رسى . خلق پندارند كه در اين دنيا عشرت و عيش مىكنند و ليكن فى الحقيقة بالوپرهاى زهد و تقواى خويش برمىكنند .
شنيدن دقوقى در ميان نماز آه [ آن كشتى كه غرق خواست شدن ]
[ 2191 ]
ديو آن دم از عداوت بَيْن بَيْن * بانگ زد كاى سگپرستان ! عِلّتَين
[ 2192 ]
مرگ و جَسْك اى اهلِ كفران و نفاق ! * عاقبت خواهد شدن اين اتّفاق
چون در مقولهء ديو عنيد كلمات عداوت نصيحتآميز و الفاظ مواعظ نفاقانگيز واقع است ، براى اظهار اين غرض لفظ « بين بين » كه محتوى طرفين است - طرف عناد كه مفهوم مصرع ثانى بيت سابق است و طرف و داد كه محصول بيت لاحق است - ايراد فرمودند .
[ 2193 ]
چشمتان تر باشد از بعدِ خلاص * كه شويد از بهر شهوت ديوِ خاص
[ 2194 ]
يادتان نايد كه روزى در خطر * دستتان بگْرفت يزدان از قَدَر
اين هر دو بيت ، در بيان علّتين است كه در مقولهء ديو است .
يعنى : هنوز چشم شمايان اى گرفتاران اين حادثهء غرق دريا تر باشد و اثر گريستن و اندوه از چشم شمايان نرفته باشد كه از براى شهوترانى مانند ديو خاص خواهد شد و